معماری ساسانی


مصالح ساختمانی

 معماری ساسانی به وسیله استفاده گسترده از ملاط سنگ گچ و تکنیک های طاق زنی مربوط به آن، شناسایی می شود. با وجود اینکه خشت از سال های قبل مورد استفاده قرار می گرفت و ساختمان سازی با ملاط گچ، از دوره اشکانیان رواج یافته بود، هردو از استانداردهای بالای معماری ساسانی محسوب می شدند. خشت یکی از مصالح ساختمانی به جا مانده (به عنوان مثال: دامغان، استخر, حاجی آباد، کیش، مدائن،کوه خواجه) و فقط بی دوامی آن،توجه ما را به ساختمانهایی که به نحو مطلوب تری باقی مانده اند، معطوف می کند. در بین این مصالح، لاشه سنگ و ملاط سنگ گچ، جزو تکنیکهای غالب است.آجرکاری بارها برای طاق زنی و گنبد زنی مورد استفاده قرار گرفته، ولی با این وجود تعدادی از بناها وجود دارند که به طور کامل از آجر ساخته شده اند (به عنوان مثال: دستجرد، ایوان کرخه، مدائن، تخت سلیمان) سنگ های ساختمانی تراش خورده نیز، گهگاهی مشاهده می شود، خصوصا" در اوایل (بیشاپور، فیروزآباد، نورآباد، پایکولی) و اواخر(طاق گرا، دربند، تخت سلیمان، کنگاور) دوره امپراتوری ساسانیان و به نظر می رسد که الهام گرفته شده از غرب باشد (اچ وولف،1966،10)

 انواع ساخت و ساز

الف. ساختمان های طاقدار

 تکنیک های طاق زنی ساسانیان ،به طور عمده به کیفیت ملاط گچ بستگی دارد که اجازه طاقزنی بدون مرکز می دهد. چون زمان گیرش آن کم است. طاق های گهواره های با لایه های منظم که بیشترین سیستم موجود است، شکل بیضوی و برجستگیهای بیرون زده بالای پاطاق های خود را مدیون این روش تکنیکی است که فقط به یک دیوار پشتی یا یک نوار باریک مرکز سازی برای لایههایی متوالی از جلو به هم چسبیده اند، نیاز دارد. طاقزنی بدون مرکز سازی از ایجاد ساختمان های پیشرفته هندسی، بدون توجه به مزایای عملی آن جلوگیری، می کند. طاق های گهوارهای نیمدایره تنها زمانی دیده میشوند که مرکز سازی به عنوان یک قوس با لایههای روی هم قرار گرفته، انجام شده باشد. (با این کار)طاق چهار بخشی که از برخورد 2 طاق گهوارهای با زاویههای قائم منتج می شود، ایجاد نشده بود. هیچ نمونه از طاقهای اشاره شده که با هدف مشخصی ساخته شده بودند، وجود ندارد. با این حال آنها بر اثر ساخت بقعههای کوچکتر ساخته می شوند. (بل، ،1914، 51) بخش استاندارد اتاق با طاق گهواره ای مستطیلی ،بسیاری از اوقات به وسیله دهانه های طاقدار ،توسعه داده می شود. نیمگنبدها به ندرت دیده می شوند(به عنوان مثال:کیش، سروستان)، با این وجود، در معماری بومی استفاده از طاق سکنج (گوشواره) که احتمالا" یک تکنیک اتفاقی بوده است و به طور عمده منشأ گنبدهای ایرانی است، از پیوند نیمگنبد یا گنبد با طاق راهروهای سرپوشیده، به دست می آید.(گدار،1949 ،221). یک اتاق مستطیلی که جلوی آن باز است، همراه با یک ایوان با طاق گهواره ای و شکل قابل ملاحظه طاق، مؤلفههای برجسته نما هستند. همانطور که قبلا" در دوره اشکانیان هم دیده شده، ایوان برجستهترین عضو ساختمانی ساسانیان و معماری ایرانیان قدیم است.

ب. ساختمانهای گنبد دار

 گسترده شدن گنبد روی سکنجها و در بالای یک تالار مربعی، برجستهترین ترکیب معماری ساسانیان با معماری خاورمیانه است. ساده ترین و یکپارچهترین سیستمهای ساخت و ساز که پیش از این به وجود آمده بودند، در ساختمان های اردشیر اول در فیروزآباد به طور کامل به کار رفته است. حالت تکنیکی آن در سراسر دوره ساسانیان، کاملا" بدون تغییر باقی مانده و تأثیر قطعی روی معماری اسلیمی گذاشت. فرم تجربی آن، به وضوح، فرق گنبد شرقی را با این تصور هندسی که گنبدهای شرقی لچکی دار هستند، مشخص میکند (تصور می شده که گنبد شرقی لچکی دارد) (روسینال، 1928، 43). تنوع فرم سکنجها ثابت می کند که تلاش های بسیاری برای پیدا کردن فرمهای قانع کنندهای که یک جزء ساختمانی کامل محسوب شوند، صورت گرفته است. در دورههای اولیه (مثل فیروزآباد) آن گنبد مناسب، هنوز به طور کامل پایهگذاری نشده بود ولی در کل به صورت یک هشت ضلعی کاملا" مدور درآمده و استفاده از آن افزایش یافت. نمونههای بعد از آن (مثلا" قصرشیرین) به تکامل هندسی، یعنی تکاملی که معماری اسلیمی در نهایت به آن رسید، نزدیک تر شدند. ارتفاع تالار گنبد دار از 3 ناحیه افقی تشکیل می شود:1- دیوار های ساده، عموما" همراه با درها یا طاقهایی در محل برخورد چهار محور 2-یک ناحیه عبور و مرور که شامل گوشه سکنجها و عموما" پنجرهها یا طاقچههای تزئینی در محل محورهای اصلی، است. 3 - متعلقات سقف گنبدی: با اضافه کردن طاق نماهای گهواره ای (فاصله2 دهانه) به هر چهار گوشه مربع ایجاد شده، طرح کاملی که نوع معماری استاندارد ایران، از آن زمان تا کنون است، ایجاد میگردد. این پلان چلیپایی که بر اساس بنای"چهار طاق"از مربعی با 4 طاق تشکیل شده و در نمونه­های اولیه معماری ساسانیان وجود دارد (مثل تخت نشین در فیروزآباد) ممکن است که از معماری اشکانیان و رومیان الهام گرفته شده باشد. اگرچه مربع مرکزی در آن بناها عموما" با چلیپا یا طاق های گهواره ای خاص پوشیده شده است.

ج. ستون و دیگر سازه های حفاظتی

 با روی کار آمدن طاقهای مربوط به دهانههای بزرگ، استفاده از ستون به طور گسترده کنار گذاشته شد. مادامی که این بناها (مثل بیستون،طاق بستان) تأثیرپذیری از روم شرقی را منعکس می کنند، نمونه هایی از طاق زنی ستون های باریک، پایه ستون ها ،سر ستون ها و گاهی اوقات تنهستون با شیارهای خیاری که سنن کلیمی و هخامنشیان را زنده نگه می دارد، وجود خواهد داشت (بیشاپور، نورآباد، کیش). ولی اغلب اوقات ستون، برای اینکه مناسب ساختمان های بنایی طاقدار شود، به یک ستون گرد یا مستطیلی بزرگ تبدیل می شود. ستون ها صرف نظر از مورد استفاده قرار گرفتن در ستون بندی (مثلا"کنگاور)، یک گروه ویژه که عموما" شامل 3 تالار جانبی صحن هستند را با طاق های گهواره ای عرضی یا طولی (چال ترخان، دامغان، مدائن، تخت سلیمان، تپه میل) می  پوشانند. با این حال معمولترین جزء ساختمانی باربر، دیوارهای بزرگ هستند و ستون ها بیشتر به عنوان بقایای یک دیواری که توسط طاق ها شکافته شده است، به نظر می  رسند تا به عنوان اعضای تکنیکی مجزا.

د. جزئیات تزئینی و ساختمانی

خاک رس، مهمترین مصالح اندودکاری سطوح و سقف های طاقدار به علاوه سطوحی که بیشتر اوقات از اندود گچ، سنگ یا در موارد اندکی هم از موزائیک تأثیر گرفته از روم پوشیده شده بودند (بیشاپور، مدائن). پلاستر پارسی که در بیشتر مواقع رنگی هم بود (بیشاپور، ایوانکرخه، کیش) به طور گسترده در نماکاری ساختمان، در تزئینات معماری و در گچبریهای برجسته (چال ترخان، دامغان، حاجی آباد، کیش، مدائن)، مورد استفاده قرار می گرفت. سنگ چین های پلهای سنتی، یک جزء ساختمانی تزئینی است که به طور معمول 4 پایه مستطیلی دارد که این پایهها در اواخر دوره ساسانیان در "طاق گرا"شبیه زبانه بودن.د 

انواع کارآمد ساختمانها

 الف. معماری مذهبی

 بارها در متون پهلوی به آتشکدهها و نقش مهمی که در عقاید مذهبی زرتشتیان و معماری دوره ساسانیان ایفا می کرده است، اشاره شده ولی هنوز بر سر نوع معماری این آتشکدهها، اختلاف نظر وجود دارد. مهمترین ساختمانهای مقدس، چهار طاق­ها بودهاند که سازههای ساده ای بودند که آتش مقدس شعله ور در سراسرطاقهای چهارپهلو، در هنگام مراسم مذهبی، در دسترس نیایشگران قرار میگرفت و یک آتشگاه کوچک با کمی فاصله از چهار طاق وجود داشت که در مواقعی که مراسمی نبوده، آتش در آنجا نگهداری میشده است. با صرف نظر کردن از احکام مذهبیکه تردید را نسبت به این نوع آئین بیشتر می کند، در عملیات باستانشناسی، نوع دیگری از جایگاه برای آتش مقدس کشف شده :یک اتاق بسته که آتش به طور ثابت در آنجا نگهداری می شود و در صحنه ای مجاور هم اتاق های مخصوص دعا برای استفاده موبدان، تعبیه شده بود. در شناسایی "تخت نشین" در فیروزآباد که آتشکده اردشیر اول در آن قرار دارد، مشخص شد که نمونه های اولیه دارای یک اتاق مربع شکل گنبددار با 4 دهانه داخلی و ایوانها یا اتاق هایی که به 4 تا سردر وصل شده اند، است. یک ساختمان زیرزمینی واحد در بیشاپور که به طور متقاعد کننده ای به شاپور اول نسبت داده می شود، به خاطر دالانهایش یک نمونه مدور از آتشکده ها محسوب می شود که این دالانها یک محوطه حیاط مانندی را که به طور نامشخصی مسقف گردیده است، احاطه می کنند. این بنا به خاطر اینکه به یک کانال آب زیر زمینی متصل است، ظاهرأ به "آناهیتا" نسبت داده می شود. در ساختمان های خشتی "کوه خواجه" که مربوط به دوره ساسانیان هستند، آتشکده ای کشف شده است که یک محراب در ساختمان اصلی آن قرار گرفته و این محراب یک جایگاه مقدس گنبددار دارد که با راهروها و تالار هایی احاطه گردیده است و این راهروها و تالارها خود دارای یک ترکیب گسترده از اتاق های جانبی و ایوان های اطراف حیاط مرکزی هستند. یک طرح مشابه نیز در "تخت سلیمان" کشف شد که به طور نسبی آن را به قرن 16 میلادی نسبت داده اند. این طرح از طریق اسامی و عناوین مؤبدان و رسوم تاریخی که بر پایه ستون ها حک شده بود، به دنبال حفاری های رسمی کشف و شناسایی شد. از جمله این طرح ها در زیارتگاه آذرگشنسب که یکی از سه آذز وهرام معروف است، قابل رؤیت است. دیگر آذر وهرامها عبارتند از: آذرفرنبغ و آذر برزین مهر که محل آنها به طور دقیق مشخص نشده است. یک زیارتگاه دیگر هم در این مکان در کنار یک بقعه با گنبد حفاری گردید که در آن یک پاستون محراب در یک جایگاه مقدس کوچک و قبل از آن دو تالار با ستونهای پی در پی، قابل مشاهده است. به نظر می رسد که بنای "چهارقاپو" در "قصر شیرین، منسوب به خسرو دوم، یک نوع دیگر از بقعه هایی با گنبد دوار است که در یک محوطه معماری بزرگ قرار گرفته است. تعداد بسیاری از ویرانههای چهارطاق که در سراسر ایران و به خصوص بارها در فارس و کرمان مورد بررسی قرار گرفته اند، به آتشکده ها نسبت داده شده اند. تقریبأ تمام آنها بوسیله دیوار محصور کننده ای که در طاق نماها یا راهروهای طاقدار مجاور هم قرار گرفته اند، از محیط بیرون جدا می شوند. دو نمونه از نمونههای به دست آمده از حفاری به ترتیب عبارتند از "تورنگ تپه" که یک جایگاه مقدس همراه با یک پاستون محراب دارد و "قلعه یزدگرد". چندین محراب فضاهای باز مثل آنهایی که در "نقش رستم" و "تنگ برم" هستند هم جهت برگزاری برخی از مراسمات دینی زرتشتیان،مورد استفاده قرار گرفته اند.

ب. کاخها

 اگرچه کاخ ها بهترین نمونههای شناخته شده معماری ساسانیان هستند، ولی تعداد کاخ های کاملا" بررسی شده، از آنچه که تصور می شد هم کمتر است.این کاخ ها بوسیله یک طرح منظم در امتداد یک محور متقارن و یک ایوان اجباری، قابل تشخیص هستند. دو کاخ اردشیر اول در فیروز آباد و آتشکده، هر دو جهت در نظر گرفتن مناطقی برای پذیرایی از عموم، یک ایوان عمیق با اتاق های جانبی دارند که در ایوان یک گنبد مرکزی و تعدادی تالار قدیمی دارای طاق های گهواره ای یا گنبدی قرار دارد. یک حیاط با ایوان ها و تالارهای بزرگ یکسان در جلو یا عقب مهمان خانه، عموما" مربوط به یک اقامتگاه سلطنتی است، با این وجود این حس را به فرد منتقل می کند که در یک مکان رسمی قرار گرفته است. بنابراین اتاق های خصوصی به صورت اتاق های کوچک در طبقه بالا فرض می شوند و توضیح دیگری خواهند داشت. از این نوع کاخ ها فقط تعداد کمی که متعلق به اواسط حکومت ساسانیان است، باقی مانده ولی ترکیب منحصر به فرد ایوان و تالار گنبددار به نظر می رسد که متروکه شده باشند. در "طاق کسری" که به طور کلی به خسرو اول نسبت داده می شود و در ایوان های هم دوره با "تخت سلیمان" ،به نظر می رسد که ایوان تنها عنصر برجسته ساختمانی است. عمارت خسرو در "قصر شیرین" و خرابه های مجاور "هوش کوری" که خیلی هم مستند و معتبر نیستند، هر دو به زمان خسرو دوم نسبت داده شده اند و کمبود یک گنبد در کنار ایوان در آنها به چشم می خورد که در این ساختمان ها ، این کمبود با سازه عرضی ای که ارتفاعی نامعین دارد و یک حیاط مربع شکل، جایگزین گردیده است. واحدهای خانه ای شکل منظمی که در پشت این بناها قرار گرفته اند، به نظر می رسد که اتاق های نشیمن باشند. هر دو کاخ بر روی یک تراس مصنوعی با دو ردیف رمپ، قرار گرفته اند. مثل بقایای به جا مانده در کنگاور که به نظر می رسد متعلق به کاخ ها ی اخیر ساسانیان باشد.   تراس های دیگر مثل "تل ذهاب" و " حرم کسرا در مدائن" هم , دارای ساختمان های کاخ مانندی هستند. در عملکرد مسکونی تعدادی از بقعه هایی که در این کاخها قرار دارند, تردید وجود دارد. پلان همکف ساختمان حفاظت شده ی سروستان, به استفاده های دیگری که از کاخ می شده اشاره دارد. نسب به تاریخ کاخ سروستان که به اواسط دوره ساسانیان نسبت داده شده است, به دلیل سیستم طاق زنی مرتفع آن که مطابق با طاق زنی ساختمان های اسلامی اولیه مثل قصر الکرنا در اردن است, شبهاتی وجود دارد. طرح بسیار پیچیده ی کاخ شاپور اول در بیشاپور که قبلا هم ذکر شده بود, درباره عملکرد کاخ, تردیدهایی مشابه ایجاد می کند. ساختمان های سه رواقه ی دامغان, چال ترخان و کیش را, با دلیل, می توان به کاخ های اسلامی اولیه مشابه مثل کوفه و تل الاوخیدر نسبت داد با این تفاوت که آنها رسما" با آتشکده های دیگر, در تخت سلیمان و نیز دیگر ساختمان های مخصوص پرستش و دعا متصل می شدند. جهت فرض کردن تالار بر روی دیواره ی شهر ایوان کرخه مدارک قطعی بسیار کمی وجود دارد.

 پ. خانه ها و شهرها

 اهمیت سیاسی تاسیس شهرها در ایران, در زمان ساسانیان, اینطور بیان می شود که یکی از ملزومات آن دوره, نام گذاری شهر با نام شاه وقت بوده است. با این وجود اسناد بسیاری در زمینه ی برپایی دوره ی یک سلطنت یا انتقال کاخ های موجود و تاسیس تعدادی شهر و نقشه های استانداردی که در آنها سیستم خیابان ها مستطیلی است, وجود دارند. پلان شعاعی و متحدالمرکز استثنایی شهردایره ای اردشیرخوره, تصمیم منحصر به فرد اردشیر اول و ایده های اجتماعی, سیاسی و فلسفی پدیدآمده در سلطنت او را منعکس می کند. اسناد باستان شناسی برای دیگر پلان های شهری دایره ای بسیار کم است, اگرچه این اسناد, دوره های مختلف شرق باستان و مراحل مختلف اصلاحات آن زمان را, آشکار می کردند. نقشه ی دایره ای شهر "هاترا" که بهترین نمونه شناخته شده از دوره ی اشکانیان است, یک تصور کلی هندسی را کم دارد. بعید است که محیط دایره ای داراب گرد, نمونه اولیه برای شهر "اردشیر خوره" که احتمالا مربوط به قرن هشتم است, باشد.(cresswell, 1969,21) پلان مدور شهر مدائن و توپوگرافی کلی این شهر, هنوز تحت بررسی و مذاکره است. شهر دایره ای گزارش شده از زمان ساسانیان, در اصفهان , هنوز جست وجو نشده است. ممکن است که نقشه شهرهای مدور بعد از اردشیر خوره, مثل بغداد المنصور و جانشین هایش از نقشه شهر اردشیرخوره تاثیر گرفته باشد. جزییات کمی برای ساختارهای معماری و جامعه شناسی شهرهای راست گوشه (مستطیلی) مثل جندی شاپور, شناسایی شده است. در محل برخورد دو محور قائم شهرهای ایوان کرخه و بیشاپور, یک بنای یادبود قابل ملاحظه است. بیشتر شهر ها مثل استخر, یکجانشینی های گذشته ی خود را با طرح های معین و رو به رشدی, ادامه دادند. بعضی نواحی مسکونی کیش(S.London, 1934,113),  مدائن, (Morgan 361 )و قصر ابونصرقبلا حفاری شده و مورد بررسی قرار گرفته بودند ولی زندگی روزانه ی طبقات پایین و متوسط, هنوز کاملا شناسایی نشده است.

ت. باروها

 مهمترین اجزای باروها عبارتند از: خندق ها, دیوارهایی با طاقچه های پله ای, پنجره نماها و میله های پیکان دار با سر های سه گوش یا افقی , باروهای پله دار, راهروها و اتاق های تنگ در بین دیوارها و استحکامات (سنگرهای) برجسته همراه با سر درهای نیم دایره ای. دروازه اهی ساده بین باروهای مشخص جایگزاری شده و جایگاه حرکت دریچه ها به وسیله ی میله های عمودی که احتمالا جهت برقراری ارتباطات صوتی به کار می رفته اند, به بالای محوطه ی دفاع متصل شده بودند. روی برج و باروی تعداد کمی از شهرها, تغییرات ثانویه ای صورت گرفته است. اردشیرخوره به وضوح دارای یک دیوار زمینی همراه با بارو, یک خندق و یک دیوار کوچک برجسته است. برج های بیشاپور به طور کلی, باروهای 40 سانتی متری نیم دایره ای شکلی دارند. در مقطع فرضی برج و باروهای کاخ ایوان کرخه,  یک آرایش استادانه از ساخت و سازهای آجری نشان داده می شود..دیوار آجری دستگرد دارای ضخامت غیرعادی 6/16 متری, راهرو های باریکی که نقش پناهگاه دارند همراه با پیکان های برجسته و اتاقک های برجی نیم دایره ای متصل به هم می باشد. نمای سنگ بری شده و استثنایی دیوار بنای تخت سلیمان به نظر می رسد که با این گونه دیوارها در دربند برابری می کند. نوع استاندارد باروهای ساسانیان در برج و باروهای خشتی تیسفون و استخر و دیوارهای سنگ تراش قلعه ختر در فیروز آباد (Huff,AMI, 1976. 138), ارائه شده اند. بیشتر قلعه های موجود به عنوان یک قلعه نظامی مجزا یا برای حفاظت از شهر به کار می رفته اند. این سازه های معماری نظامی که تعدادشان زیاد و کشف شان سخت است, دید ما را نسبت به سلسله مراتب اجتماعی ساسانیان گسترش می دهند. نمونه هایی از قلعه های مرتب نوع رومی همراه با باروهایی گرد, در هرسین, قصر شیرین(Margon.354) ,  سیراف (D.Whitehouse,1972,63) و در چندین بخش از بین النهرین, کشف شده اند. بسیاری از قلعه های نامنظم نیز در ارتفاعات مهم استراتژیکی قرار گرفته اند : این قلعه ها معمولا در بین باروهای مدور (دایره ای) جداره های مستقیمی دارند. به عنوان مثال قلعه فیروزآباد , بیشاپور, تورنگ تپه, و آتشگاه در اصفهان. خطوط دفاعی زمینی از طریق شواهد باستان شناسی و آداب و رسوم این دوره شناسایی می شوند. مثل خندق شاپور دوم, در غرب رود فرات, دیوارهای دربند که از دریای خزر با کوه های قفقاز قرار گرفته اند, دیوار تمیشا که از خلیج گرگان در استرآباد که تا کوه البرز امتداد دارد, و دیوار گرگان در شمال رود گرگان.

ث. مراسم ترحیم, یادبود و معماری های سنگی

 کمبود مشخص بناهای معماری مربوط به تدفین و ترحیم با آداب و رسوم دین زرتشتی توجیه می گردد. چرا که در دین زرتشت ممنوع بوده که مرده در معرض دید قرار بگیرد و استخوان های آن در محفظه های مربوط به استخوان نگهداری می شده است.(ممکن بوده نه لازم) (نام محفظه: آستودان). جایگاه سنگبری شده ی در معرض دید و محفظه های کوچکی که برای نگهداری استخوان ها به کار می رفته, به طور عمده در جنوب ایران علی الخصوص در حوالی استخر و بیشاپور , در جایی که یک سرداب بزرگ با مجسمه ای از شاپور اول به عنوان آرامگاه او قرار دارد, قابل شناسایی هستند. در متون مذهبی, استودان ها به عنوان سازه هایی ساده و بی آلایش توصیف می شوند. یکی از انواع آنها در برج و بارویی در شهر قم و برجی در نورآباد , توسط استخوان دفن شده, قابل ملاحظه است. به نظر می رسد که آرامگاه های بریده شده در صخره ها, در جزیره ی خارک متعلق به جوامع غیر زرتشتی باشند. برخی از بناهایی که مربوط به مواقع پیروزی یا جشن ها بوده اند, از طریق کتیبه هایشان کشف شده اند. بناهای دو ستونی تاثیر گرفته از سیرو- روم, در بیشاپور, به شاپور اول اختصاص دارد. بنای برج مانند پایکولی که مربوط به پیروزی نرسه علیه رقیبانش است, جهت برگزاری جشن ها استفاده می شده است. هنوز هیچ توجیه مشخصی برای " طاقِ گرا " که یک ایوان کوچک با یک طاق سیرو- رومی است و مربوط به اواخر دوره ساسانیان است و همچنین برای ساختمان ورودی ساده ای که در بیرون بیشاپور قرار گرفته است, وجود ندارد. طاق بستان یک سرداب مصنوعی ایوان مانند است که توسط عظمت ساختمانی اش با معماری رسمی ساسانیان و توسط تزییناتش با سنگ کاری های مرسوم ساسانیان پیوند می خورد. یادبودهای سنگی که تا حدی ناکامل مانده اند, مثل آنهایی که در بیستون یا هرسین هستند, به دوره های دیگر(غیر از ساسانیان) نسبت داده می شوند.

ج. معمای مربوط به کارهای عمرانی

دولت مرکزی ساسانیان, پروژه های بزرگ مقیاس جامعه مثل راه های ارتباطی , پل ها , آبیاری و سیستم زهکشی را تحقق بخشید. بیشتر این پروژه ها با استفاده از مهارت های فنی و نیروی انسانی اسرای جنگی رومی, انجام گرفتند. در بسیاری از پل ها (مثل پل های لرستان و خوزستان, فیروز آباد, بیشاپور و بیستون), مصالح بنایی رومی مثل گیره های آهنی که در پایه پل ها باقی مانده اند و یک منشور سه گوشه ی رو به بالا, نشان داده شده است. بیشتر روسازی های طاقدار خراب شده اند. پل ها بارها به عنوان سدهایی برای آبیاری و ایجاد نقطه شروع برای سیستم کانال های دور از دسترس, ساخته شده اند. کانال ها آب حتی روی پل ها یا دیوارها کشیده می شدند و به نظر می رسد که استفاده از تونل های سیفونی در آن زمان شناخته شده بود.

/ 0 نظر / 100 بازدید