معماری ساسانی

تقدیم به تمام کسانی که برای آزادی و شرافت ایران کوشیدند و تقدیم به تمام باستان شناسانی که در گمنامی برای کشف تاریخ و هویت این دیار رنج دوران دیده اند


محوطه تنگاب فیروزآباد- بندیان درگز-کیش

محوطه تنگاب فیروزآباد

محوطه سد تنگاب در فاصله 88 کیلومتری جنوب شرقی شیراز و 18 کیلومتری شمال شرقی فیروز آباد، در میان حوزه آبگیری سد تنگاب واقع است. محل مذکور در 3 کیلومتری جاده ی آسفالته شیراز- فیروز آباد ودر شرق آن قرار دارد. همچنین این محوطه متصل به جاده ی شوسه بین روستاهای سیرزکان و هوتوتورک شکل گرفته است. در شمال وجنوب آن رشته کوههای طولی دشت تنگاب ودر فاصله 20 متری جنوب محوطه رودخانه ی فصلی کله مردی مشاهده می شود. این محوطه با ارتفاعی حدود 4.5 متر وبا مساحت 1500 متر مربع دارای شیب ملایمی به سمت شرق است. ، فصل اول کاوشهای نجات بخشی سد تنگاب در محوطه تنگاب انجام گرفت. فصل اول کاوش ها از تاریخ 31\6\1386 شروع و در تاریخ 12\7\1386 به پایان رسید. بعد از شبکه بندی محوطه تنگاب و نامگذاری آن با حروف الفبا و اعداد ترانشه u9  و t7 در جبهه غربی محوطه، ترانشه  u13,u12,v13,v12, در مرکز محوطه وترانشه x13 ، x14 در شرق محوطه مورد کاوش قرار گرفت.

به طور کلی در جریان کاوش­های محوطه سد تنگاب، شمار زیادی از سفالینه­های معمولی ودرصد کمی لعاب دار شناسایی شد.

طی کاوش چهار نوع سفال شاخص شناسایی شد

1.سفالینه ­های نخودی رنگ آمیزی شده به رنگ قهوه ­ای یا قرمز

2.سفالینه ­های خاکستری ظریف

3.سفالینه­ های نارنجی رنگ آمیزی شده با رنگ قهوه­ای با قرمز

4.سفالینه­ های کمیاب نخودی لعاب دار زرد

خمره­ها، تشت­ها، کوزه­ها، سبو­ها، دیگ­ها و کاسه ها جزء سفال­های مکشوفه بود. 4 گروه ذکر شده جزء سفال­های شاخص محلی فارس دردوره­ی ساسانی هستند.

جمع بندی و تحلیل معماری محوطه

کاوش 2 ترانشه غرب محوطه u9 و t7، منجر به شناسایی سنگ­فرشها و ستون­هایی گردید. بطور کلی سنگ­فرش کشف شده ترانشه u9 در ضلع غربی را می­توان بزرگترین سنگ­فرش تمام محوطه دانست (شکل 10).

شکل 10. پلان ترانشه U9

 با توجه به مدارک موجود، در قسمت شمالی و شرق سنگ­فرش مرکزی، سنگ­فرش دیگری شکل گرفته که نسبت به سنگ­فرش مرکزی کوچکتر است. از اشیا جالب توجه یافت شده در سطح سنگ­فرش شرقی و ضلع شرقی سنگ­فرش مرکزی در ترانشه u9، مقدار زیادی میخ­های آهنی در ابعاد مختلف با کلاهک مثلثی و مربع بود. علاوه بر این، قطعات شکسته نوار یا آتل آهنی بروی رابط شمالی سکوی مرکزی شناسایی شد. به نظر می­ رسد با توجه به فقدان فضای محصور کننده اطراف سنگ­فرشها و با توجه به 2 حلقه آهنی، سنگ­فرشهای مذکور دارای سقف کاذب بوده­اند. از طرفی وجود 2 ستون در ترانشه u9 و ستون یافت شده در ترانشه tt7 کمی مسأله را مشکل نمود. اما با مطالعات انجام شده ودلایلی همچون 1. شناسایی کامل آوار کامل ستون 1 در ترانشه u9 2. وجود سازه سنگ و گچ که حدود 20 سانتیمتر پایین تر از سطح سنگ­فرش این ترانشه است، به این نتیجه رسیدیم که ستون­های ذکر شده به دوره­ های قدیمی­تر از سنگ­فرشها تعلق دارند ودر دوره­ های بعد این سنگ­فرشها در میان ستون­هاساخته­ اند. درکاوش ترانشه x13 فضای مستطیل شکل با کف سنگ­فرش شیب دار گردیده است (شکل 11).

شکل 11. پلان ترانشه X13

 

مجرای در میان دیوار شرقی منتهی به کف وجود دارد که می­توان آن را کانون اصلی شیب کف اتاق محسوب نمود. کاوش­های ترانشه x14، تعداد 3 اتاق را نمایان نمود که اتاق شماره ­ی منحصر به فرد است شکل 12).

شکل 12. پلان ترانشه X14

چسبیده به ضلع شرقی این اتاق بروی کف سنگ­فرش آن فضای مستطیل شکل پلکانی متداخل شناسایی شد.در قسمت پایین این فضا یک لگن سفالی در محل اصلی خود کشف گردید. در ترانشه­های شرق محوطه، شرق محوطه اتاق­هایی در کنار هم شناسایی شد که کمک شایانی در شناخت کارکرد بناهای محوطه کرد. 

با توجه به سازه­ های مکشوفه در محوطه تنگاب و مقایسه آن با معماری بناهای ساسانی فیروزآباد(کاخ اردشیر،قلعه دخترف شهرگور) و مقایسه با سفالینه­ های شهر گور وکشف یک سکه ساسانی می­توان اذغان نمود که بنا­های این محوطه متعلق به اوایل دور­ه­ی ساسانی بوده است. دیوارهای عظیم، فضاهای متعدد، ستون­های رفیع قلوه­سنگ، کف­های سنگ­فرش، استفاده از اندود گچ بر سطح دیوار­ها و وجود سازه­های مرتبط با یک کارگاه تولیدی، نشان از وجود یک مجموعه ساختمانی بزرگ دارد که بدون شک با مراکز حکومتی زمان خود در ارتباط بوده است. محوطه تنگاب در دوره­ی ساسانی یک جایگاه تولیدی ومکان مناسب جهت سرویس دهی به افراد خاص، در یک موقعیت خاص، مورد استفاده بوده است. یعنی مکانی همچون یک کارون­سرا یا تفرجگاه حکومتی و حتی در بخش­هایی از آن نیز مکانی برای زندگی کارکنان مجموعه و یا انباری در نظر گرفته شده بود.

 

بندیان درگز

 

محوطه بندیان, در دو کیلومتری شمال­غرب شهرستان درگز, در میان کوه­های هزارمسجد و الله­ اکبر واقع شده است (تصویر 29).

     تصویر 29. موقعیت محوطه بندیان درگز

این محوطه از بقایای سه تپه کوچک, که به فاصله کمی از یکدیگر قرار گرفته­ اند, تشکیل شده است. تپه میانی درسال 1369 تسطیح گردید و دیگر عنوان تپه به آن اطلاق نمی­ شودو این تپه براساس اطلاعات به دست آمده و با توجه به عکس­های هوائی ارتفاعی برابر با دو تپه دیگر داشته است. حداکثر رتفاع این تپه ­ها از سطح زمین زراعی 5/2 متر است و برپایه بررسی­ ها آثاری از دوره تاریخی(پارت و ساسانی9 را در بر دارند. اولین فصل کاوش این محوطه از هزاره پنجم قبل از میلاد تا دوره تاریخی مسکون بوده است. لایه­ های مربوط به دوران تاریخی, سه مرحله را نشان می­ دهند. اما ظاهرا" لایه دوم به جهت ساخت و سازهای انجام شده و گچبری های بی نظیر, نسبت به لایه­های دیگر دارای اهمیت بیشتری بوده است. تاسال 1378 از مجموعه ساخت و سازهای مربوط به لایه دوم فقط بنای نیایشگاه ان که شامل, یک تالار بزرگ ستون­دار, اتاق نگهداری نذورات, آتشکده, اتاق استودان و نیز یک ایوان و فضای دایره شکل است کاوش شده بود(رهبر1378:1376). فضاهای یاد شده در مستطیلی به طول و عرض 20×21 متر جایگزین شده بودند. قرار گرفتن فضاهای چهارگوش به همراه فضاهای دایره شکل در یک مستطیل, درمعماری این دوره(ساسانیان بی­ سابقه است. جهت بنا نسبت به شمال 40 درجه انحراف دارد. این مساله ای است که در بیشتر بناهای دوره اشکانی و ساسانی رعایت می شده است. بنابر اضهارات کاوشگر, این نیایشگاه جزئی از یک "دستکرت" بوده است. ذکر این نکته ضروری است که اصطلاح "دستکرت – دستگرد" دارای چند معنا و مفهوم است: در ماتیکان "دستکرت" به املاک دارای کاخ و دز و دیوارهای استوار گفته می شد که به اشراف و بزرگان, به ویژه شاهنشاه تعلق داشت (لوسکایا, 1377: 290- 287). مصالح ساختمانی غالب این بنا چینه است. اما در مواردی از خشت هائی به ابعاد 10×40×40 سانتی متر استفاده شده است. بعد از اینکه ساختمان به پایان رسیده, بر روی سطح چینه­ای یک لایه نازک و ظریف کاهگل قرار داده اند و سپس در جاهایی که نیاز بوده است گچبری هائی را بر روی کاهگل اجرا کرده اند.

به منظور کف سازی تالار از گچ نیم­کوب همراه با نخاله استفاده شده است. ضخامت این کف بیشتر از هفت تا ده سانتی متر نیست (رهبر, 1378: 322).

تالار ستون­دار نیایشگاه بندیان

تالارستون دار با ابعاد 8×45×25/10, یکی از مهمترین اجزاء معماری این بنا به شمار می­ آید. این تالار در شرق مجموعه قرار دارد. وروردی اصلی و عمومی که سرتاسر عرض تالار را در جهت شرق در بر می گیرد, کاملا" باز است. سقف تالار بر روی چهار ستون گچی استوار است. بر روی دیوارهای این تالار آثاری از گچ باقی مانده است که مضامین مختلفی دارد (رهبر, 1378: 319) (تصویر 30). 

 تصویر 30. نمای بخشی از تالار ستوندار

اتاق (B): محل نگهداری نذورات و مراسلات

این اتاق در قسمت غرب تالار ستون دار قرار دارد. ورودی تالار بر اساس شیوه معماری ساسانی با طاق هلالی نشان داده شده و ارتفاع ورودی­ها 180 سانتی­متر محاسبه شده است.

راهرو(C)

این قسمت همانند راهرویی, تالار ستون­دار را به آتشکده متصل  می­ نماید. تنها ویژگی این راهرو وجود سکوهایی در کنار دیوارها است. براساس توضیحات کاوشگر, این سکوها دور تا دور راهرو مورد نظر با ارتفاع حدود 55 سانتی­متر قرار داشتند.

اتاق(H)

اتاق طویلی در شرق ایوان وجود دارد. کاوشگر احتمال می­دهد که این مکان محلی برای استراحت موبدان, قبل یا بعد از انجام مراسم است(رهبر, 1387: 321).

آتشکده

در غرب تالار ستون دار و راهرو C آتشکده کوچکی قرار دارد. بنا به اظهارات کاوشگر این آتشکده یک بنای چهارتاقی بوده است (رهبر, همان: 3189). نقشه­ای که کاوشگر از آن ارائه نموده, یک چهارتاقی ناقص را نشان می­دهد که ایجاد گنبد بر روی آن عملا" غیرممکن بوده است. به همین دلیل برای اینکه این مجموعه مانند سایر آتشکده­های ساسانی به صورت یک مربع کامل باسازی شده, و ایجاد گنبد بر روی آن به آسانی صورت پذیرد.

اتاق استودان

در سمت شمال آتشکده دری وجود دارد که به اطاقی به مساحت 15/5×40/2 سانتی­متر راه پیدا می­کند. کاوشگر معتقد است از این اتاق به عنوان استودان استفاده می­شده است (رهبر, 1387:320). به دلیل نبود استخوان در داخل استودان­ها (ن.ک. رهبر, همان) و حضور استودان در کنار آتشکده, به نظر می ­رسد جای تحقیق و تفحص بیشتری در این زمینه وجود داشته باشد.

 

فضای مدور (برشنوم­گاه)

در جنوب راهرو C, در کوچکی وجود دارد که احتمالا" ورودی اختصاصی آتشکده بوده است, که به ایوان F مربوط می ­شود. سمت غرب ایوان درگاهی به عرض 90 سانتی­متر, ایوان را به فضایی دایره شکل با قطر 30/5 متر مرتبط می­ نماید (رهبر, همان: 321). رهبر, عنوان برشنوم­گاه را به این فضا اطلاق می­نماید همچنین ذکر می­ نماید که به واسطه کاربرد این محل, به احتمال زیاد این قسمت فاقد سقف بوده است (رهبر, همان: 321).

 

 

کیش

 

شهر کیش باستانی یا تل اوخیمیر(uhaymir) در 80 کیلومتری جنوب بغداد قرار دارد که یک شهر سومری بوده است (شکل 12).

شکل 12. موقعیت محوطه باستانی کیش

این شهر در منطقه ای بوده است که  وابسته به سیستم آبرسانی بوده است. استقرارهای کیش از دوره جمدت نصر(3200-290) پیش از میلاد آغاز می شود. این شهر در دوره سومری ها یکی از مراکز مهم سومری به شمار می آمد اوج پیشرفت شهر در 2600 پیش از میلاد است و پس از آن در دوره اکد از اهمیت شهر کاسته می شود. در طول اواخر سلسله یک و تمام سلسله دوم تعداد زیادی قبر در آنجا کنده شده بود در آغاز سلسله سوم نیز ساختمانهای قابل ملاحظه ای ساخته شده بود و به نظر می رسد در  دوره (ایسین و لارسا)در اور 3 شهر احیا شده بود. در دوره بابل کهن و کاسی شهر کوچکتر می شود. در دوره بابل نو شهر گسترش پیدا کرد و استحکامات نظامی و دیواری بر پا شد.از دوره هخامنشی و سلوکی مدارک کمی وجود دارد و استقرارها بیشتر در حد یک روستا است. از دوره اشکانی نیز استحکامات دفاعی نادری به جای مانده است. در شمال شرقی تپه بناهای گسترده ساسانی کشف شد (شکل 13 ).

شکل 13. مجموعه باستانی کیش و موقعیت استقرارهای سومری، اشکانی و ساسانی (استقرارهای ساسانی با spنشان داده شده اند)

مواد ساسانی در کیش نشان می دهد که همه مناطق پشین برای ساخت وساز رها شده اند. ساختار سنگینی از سده 4-6 میلادی ایجاد شده بود(Gibson,1972: 60).از سال 1912-1914 باستان شناسان فرانسوی کار کاوش را در کیش آغاز کردند( محمدی فر، 1389: 165) یک هیئت فرانسوی دیگر نیز از سال 1926- 1933 به سرپرستی watelinدر کیش کاوش کردند،(Gibson,1972: vii)کاوشهای کیش از سال 1923- 1933 توسط هیئت اعزامی دانشگاه آکسفورد به سر پرستی استیفن لانگدون ادامه داده شد اریک شرودر نیز از دانشگاه هاروارد در کیش کاوش کرد،(Gibson,1972: vii) (moray,1976:65)سپس موسسه آمریکایی هنر ایران به وسیله کریستین هولمز از نیویورک کار کاوش را از پاییز سال 1932در بخشهای گوناگونی از ساختمان های ساسانی در سمت شرق مجموعه ادامه داد(langdon,1933: 115)پس از یک وقفه طولانی گیبسون از سال 1980 کاوش هایی را در این محل انجام داد( محمدی فر، 1389: 165).

محوطه های ساسانی کاوش شده به طور عمده مربوط به هیئت های اعزامی در سالهای 1930- 1931 و 1932- 1933 بود((Gibson,1972: 77

سه مجموعه ساختمانی در کیش مربوط به دوره ساسانی در کاوش ها به دست آمده است که دو ساختمان به نظر می رسد اقامتگاه شاهی و ساختمان کشف شده دیگر، مربوط به مردم عادی بوده است (شکل 14و15).

شکل 14. پلان کاخ1

 

شکل 15. پلان کاخ 2

بخش ساسانی کیش دارای طول زیاد و عرض کمی بود که از سمت مجموعه معابد شرقی« هورساگ کالاما» به طول نیم مایل ادامه یافته بود(langdon,1933:113).

عمارت ییلاقی شرق مجموعه کاخ

در شرق مجموعه کاخ ساختمان دیگری کاوش شد که بزرگ بود و نقشه ی پیچیده ای داشت، اما روشن است که از کاخ ها تکلف کمتری داشت و شاید بتوان گفت که سکونتگاه بوده است. دیوارهای کاوش شده در اینجا یک متر بلندی داشت (شکل 17).

شکل 16. پلان ساختمان تابستانی

ویژگی­های گچبری­های کیش 

در آثار کیش خط پیرامون اشکال پر و کامل و اندکی گرد است، سطح کارها چندان پرداخت نشده و صیقلی نیست. این این ناهمواری نقاشی از نرمی مواد اولیه ای مورد استفاده قرار گرفته است؛ که در عین حال مانع شکل پذیری کامل آثار نیز می گردد( پوپ، آکرمن،1387: 800) آرایش های گچبری همانند که در ویرانه های گروهی از خانه های شخصی یا کوشک ها پیدا شده است، یا در تیسفون آنها را از زیر خاک در آورده اند شباهت های فراوانی با گچبری های کیش و دامغان دارند(کمبریج، 1380: 575). در کیش نقشمایه های برگ خرما، نواری، خطوط انتزاعی،نقش مو(تاک)، نیلوفر آبی، دسته های برگ، برگ خرمای چهار پر، شمسه، نیم برگهای کنگری، خوشه های سه گانه بلوط و ... به دست آمده است شکل 17، 18 و 19).

شکل 17. نمونه ای از گچ بری های کیش

شکل 18. نمونه ای از گچ بری های کیش

شکل 19. نمونه ای از گچ بری های کیش



 

کاخ دامغان-چال ترخان-تپه میل-عمارت خسرو- معبد آناهیتا بیشاپور

کاخ دامغان

در فاصله 200 متری جنوب غربی تپه حصار بقایای بنایی از دوره ساسانی یافت شد که اشمیت آن را کاخی از این دوره می داند( تصویر11).

 

تصویر 11. عکس هوایی کاخ ساسانی دامغان

 

 متاسفانه امروزه از این بنا جز چند پاره دیوار و بقایای تکه تکه شده کف گچی آن بر جا نمانده است. این بنا متشکل است از یک تالار ستوندار ، یک اتاق اصلی در پشت تالار ، یک فضای باز جلوی تالار ، و دست کم چهار اتاق در شمال و غرب اتاق اصلی است. کاخ دامغان از یک مدخل ایوان دار تشکیل شده بود که به رسم یاد بود ساخته شده و به اتاق گنبد داری منتهی می گردید که پشت آن اتاقکی قرار گرفته است ولی طاق ایوان عادی نبود، بلکه مثل اتاقهای دراز سروستان طاق تکیه بر ستونهای قطور دیوارها داشت (هرمان،1373، 122). ایوان مرکزی سرسرای گسترده ستونداری با طاق قوسی بود که بر شانه جرزهای گرد بزرگ سوار بود، طاقها در اینجا نیز مانند سروستان احتمالا" جرزها را به دیوارهای جانبی متصل می کردند اتاق چهار گوش سنتی آن سوی این ایوان را که احتمالا" گنبد دار بود چهار طاق باز بزرگ که همان وضع و حالت کلاه فرنگی ایوان کرخه را پدیده می آوردند احاطه کرده بودند (کمبریج1380, 574) (شکل5).

 

شکل 5. پلان کاخ دامغان

چال ترخان

تپه ساسانی چال ترخان در 10 کیلومتری جنوب غربی ری واقع شده است. وقتی آقای مایلز امریکائی با اشمیت در پیرامون چشمه علی، جستجوی ری ساسانی را می کرد و در دیداری با محیط طباطبایی از این نکته تاریخی آگاه شد، سال بعد توانست در چال ترخان آثار کاخ بهرام‏ گور را بدست آورد که گچبریهای آن در موزه های آثار باستانی‏ محفوظ است) محیط طباطبایی، 1351: 11). تپه یا قلعه عشق‌آباد به وسعت حدود 80×80 متر و به ارتفاع حدود 12 متر از سطح دشت است که به صورت قلعه‌ای با چهار برج با خشت‌های 10×40×40 و 10×20×20 سانتی‌متر روی مصطبه‌ای خشتی قرار گرفته است. پنهای باروها در پایین به سه متر می‌رسد که در قسمت‌هایی از خشت‌های 15×50×50 سانتی‌متری نیز استفاده شده است، محوطه داخلی قلعه در بالا به کلی درهم ریخته و برج‌ها و باروها نیز در بیشتر قسمت‌ها تخریب شده‌اند. قلعه عشق‌آباد در دوره اسلامی نیز مورد استفاده قرار گرفته است که آثار این دوره را به صورت خشت‌های 7×21×21 سانتی‌متر در بخش شرقی قلعه می‌توان مشاهده کرد (تصویر 12 و 13).

 

                تصویر 12. عکس هوایی تپه چال ترخان (عکس قدیمی)

 

 

 تصویر 13. عکس هوایی تپه چال ترخان (عکس جدید)

در سطح قلعه (تپه) عشق‌آباد، به تعداد انگشت شمار سفال‌های بدون لعاب ساده آجری و نخودی و سفال‌های لعابدار به رنگ‌های سبز و آبی اوایل دوره اسلامی پراکنده است. قلعه عشق‌آباد را می‌توان با آثار مشابه دیگر در محدوده شهر ری نظیر قلعه طالب‌آباد و قلعه کامین (قلعه سرخ) حکیم‌آباد که از نظر مصالح و سبک معماری نزدیک به هم هستند در ارتباط دانست. در حدود یکصدمتری شمال قلعه عشق‌‌آباد آثار معماری به صورت حصاری از خشت‌های 10×40×40 سانتی‌متری بر جای مانده که تالاری ستون دار به وسعت در حدود 20×30 متر را محصور کرده است، در طول تالار آثار سه ستون آجری در یک ردیف که با آجرهای 7×30×30 سانتی‌متری و ملات ساروج با پی از سنگ لاشه به فاصله 10 متر از هم ساخته شده‌اند بر جای مانده است، قطر دایره ستون‌ها 210 سانتی‌متر (تصویر 14) بوده و آجرها به صورت نره‌چین روی دو رگ آجر خفته‌چین در پیرامون دایره کار شده‌اند سطح دایره نیز با آجر فرش شده است. عکس‌های هوایی بر جای مانده از عملیات پاکسازی و پلان حفاری، ستون‌ها را در دو ردیف سه تایی نشان می‌دهند که در مجموع، این تالار دارای شش ستون کامل بوده که احتمالا مجددا در زیر خاک مدفون شده‌اند.

 

تصویر14. نمای از محوطه کاوش و ستون های گچ بری شده چال ترخان

 

بقایای آثار گچبری چال ترخان که بعضی از آنها اینک زینت بخش گالریهای موزه ایران باستان است، غنی ترین گنجینه آثار گچبری ساسانی را به ما عرضه می دارد. در این آثار، نقش های متنوع و گونا گونی به صورت خشت های مربع، نقوش سه گانه هندسی، گیاهی، حیوانی، نقش شکارگاه، و صحنه های مختلف شکار – که بعدها این شیوه در هنر اسلامی رواج یافته – نقش برجسته های گچی از حیوان و انسان، نقش بهرام در حال شکار و یکی دیگر ازپادشاهان ساسانی را که سوار بر اسبی نشان می دهد (تصویر 15و16).

تصویر 15. نمونه ای از گچ بری به دست آمده از چال ترخان

                             تصویر 16. گچ بری شکار بهرام و آزاده

همچنین نقش آناهیتا و نقش زن بر روی چند خشت مربع، آرایش مختلف مو و گردن بندی بر گردن یا آرایش گل لوتوس را شاهد باشیم. از مجموع این آثار چنین بر می آید که هنرمندان بر روی کلیه قسمت های دیوار و سقف و ورودیها و همچنین ستونها از تزئینات گچی استفاده کرده و به منظور ایجاد تنوع، ستونها را به فرم های مختلف گچ اندود کرده اند و این به سبب قطر زیاد ستونها بوده است و خالی از ظرافت نیست، که به مدد نقش های هنرمندانه این ضخامت را به ظرافت تبدیل نموده اند که بعدها این سبک در مساجد اسلامی رونق بسیار یافت.( انصاری، 1365: 342).

بر روی گچبری چال ترخان، بر روی شاخه ای از درخت تاک، پرنده ای شبیه عقاب یا کبک دیده می شود و اطراف آن نقش گل و بوته و انار نیز در هر دو اثر موجود به چشم می خورد(انصاری، 1365: 328- 330). در آثار کاخ چال ترخان بر روی گچبری های ستون قصر، معمولا فضاهای خالی را با موتیف های تزئینی گیاهی پر کرده اند. از جمله نقش های تکراری که در گچبری ساسانی بکار گرفته می شود، طرحهای مربوط به دایره ها و منحنی هاست که می توان گفت نقش اصلی را در این دوره به عهده دارند و در تداوم موتیف های اشکانی بکار برده شده اند؛ معمولا این نوع موتیف به صورت پیچک های مو و در بعضی قسمت ها به شکل ویرگول ظاهر می شوند که در مرکز نقش چلیپا و یا صلیب شکسته منحنی و دایره شکل به اندازه های گوناگون، گاهی ساده و گاه توپر به شکل حلقه های زنجیر، بکار گرفته شده اند و گاهی نیز شبیه به گل های لوتوس، متن میانی گچبری را در بر می گیرند. (شکل 7) در این دوران کمتر نقش کثیر الاضلاع به چشم می خورد، لیکن طرحهای مربع و مستطیل شکل که به عنوان قاب گچبری استفاده شده و حاشیه ها را در بر می گیرد، فراوان است(انصاری، 1365: 327).نقش مایه های گچبری های چال ترخان را در بافته های ساسانی نیز می توان یافت(یار شاطر، 1380: 648)

 

تپه میل

محوطه تاریخی تپه میل با وسعتی در حدود 7\16 هکتار در 10 کیلومتری جنوب شهر کهن ری و در کنار راه ری- ورامین واقع شده است (تصویر 17).

 

                                                                             تصویر 17. عکس هوایی تپه میل

بناهای محوطه عبارت اند از : تپه اصلی با ارتفاع نسبی 19 متر از قسمتهای مسطح محوطه و چندین تپه فرعی که پیرامون تپه اصلی را احاطه کرده­اند. تپه اصلی حدود 160 متر طول دارد و چندین فصل کاوش باستان شناسی که نخستین آنها در 1909 بوسیله گروه فرانسوی تحت رهبری ژاک دمرگان فرانسوی بر فراز آن به انجام رسیده است(مقدادیان، 1385، 261). این بنا در سال ‪ ۱۹۳۳توسط باستان‌شناس آمریکایی به نام اریک اشمیت مورد کاوش و حفاری قرار گرفت و اخیراً دکتر فیروز شیبانی در آن دست به کاوش زده است. پس از ا نجام کاوشهای باستان شناسی، تالاری با راهروهایی در جناحین و ایوانی در ورودی آن در بالاترین تراز بقایا مشاهده شده ودر ترازی در حدودا" چهار متر پایینتر حیاطی رواق دار که به تونلی که از زیر تالارعبور می­کند متصل است از زیر خاک بیرون آمد(مقدادیان، 1385، 261). طرح کلی بنا، تالار ستون داری بوده با دو ردیف ستون چهارگوشه سه تایی که عملاً به ۳ بخش تقسیم شده است جهت بنا به صورت شرقی و غربی است (شکل 6).


   شکل 6. توپوگرافی و پلان تپه میل

 در جبهه شرقی ایوانی با چهار ستون مدور بوده. بخشی از بنای آتشکده ری خراب شد و تنها قسمتی از بنای چهارطاقی و زیبای این آتشکده به صورت دو میل باقی ماند است (تصویر 18). 

 

                       تصویر 18. نمای دو طاق بجا مانده از تپه میل

یشتر قسمت‌های غربی بنا از میان رفته، در بخش زیرین مجموعه یک راهروی کم پهنا وجود دارد که سراسر طول بنا را طی می‌کند. آنچه از پوشش بنا در زمان حاضر بر جاست، یک جفت قوس هلالی با نقطه بیضی است، در راستای محور اصلی تالار، راهروی کم عرض تونل مانندی سراسر طول تالار را از زیر طی می‌کند که از منتهی الیه غربی، راهروی هم عرض دیگری بر آن عمود می‌شود و ورودی اصلی راهروی زیرین در جبهه شرقی، زیر ایوان اصلی است. یک بخش مرکزی عریض تر و دو بخش جانبی کم عرض تر، ورودی اصلی تالار آتشکده در جبهه شرقی از طریق یک ایوان چهارستونی مدور که پایه‌های سر ستون‌های آنها در گوشه‌های شمال شرقی و جنوب به شرق ایوان برپاست.

 

بنای پایکولی

 از برج پایکولی باید نام برد که آنهم شاید آتشگاهی بوده است (گریشمن, 1381: 387). یکی از معدود آثار معماری اواسط دوره­ی ساسانی، یعنی قرن چهارم و پنجم میلادی که تاریخ دقیق آن تعیین شده، متعلق به پادشاهی نرسی است. برجی که وی در پایکولی واقع در کردستان عراق ساخت و اکنون ویران شده صرفا" جنبه یادبود داشت (تصویر 19).

               تصویر19. نمای ویران شده برج پایکولی قبل از باسازی توسط هرتسفلد

نرسی این برج را ساخت تا کتیبه­ای طولانی شامل سیاهه اسامی حامیان خود در نبرد با بهرام سوم را روی آن نقر کنند. برج همچنین با مجسمه­ ی نیم تنه شاهان نیز تزئین شده بود (تصویر 20).


    تصویر 20. یکی از نیم تنه های بجا مانده از برج پایکولی که زمانی بر دیواره ی برج نصب بوده است.

 

برج که سر تپه­ ای قرار داشت مستحکم وبا استفاده از ملاط و لاشه سنگ ساخته شده و تمامی آن با استفاده از قطعات سنگ که با دقت بریده شده وروی برخی از آنها کتیبه نرسی نقر شده بود پوشانده شده بود. برج که نقشه­ای چهار گوش داشت در در هر گوشه با استفاده از ستونهای تو کار تزئین شده و افریزآن به شیوه متداول پارت و ساسانی کنگره دار است. (هرمان،1373، 119) (شکل 7).

شکل7. باسازی نمای برج پایکولی

 

عمارت خسرو

این بنا در نزدیک شهر قصر شیرین و در مسیر جاده ای که به سمت کرمانشاه می رود قرار دارد. خسرو در باغی عظیم به مساحت تقریبی 300 جریب در محلی که دشتهای عراق با دیوار عظیم زاگرس تلاقی می کند کاخی برای شیرین خوبروی و یک چهار طاق بزرگ با تعدادی زیادی بناهای مکمل ساخت که آب همه ی آنها از طریق بندی که روی رودخانه حلوان ایجاد شده بود تامین می گردید(هرمان،1373، 147)(تصویر21).

تصویر 21. عکس هوایی عمارت خسرو

این ساختمان در نقشه اصلی خود از نقشه که در فیروز آباد تثبیت شده بود پیروی می کند. ایوان سه گانه و گنبدی که اتاق پذیرایی را می پوشاند کاخ اصلی را تشکیل می دهد و بیرون از این مجموعه، حیاط بازی با ردیفی از ستونها قرار داشت که مجموعه ای از ایوانهای کوچکتر که اقامتهای خانوادگی را تشکیل می دادند آن را احاطه کرده بودند(کمبریج, 1380: 574). کاخ شیرین روی سکوی هشت متری از سطح زمین بلندتر بود به طول و عرض تقریبی 98×285 قرار داشت و تقرب به آن توسط چند رشته پله دو طرفه شبیه پلکان سکوی ساسانی کنگاور صورت گرفت(شکل8).

شکل 8. باسازی عمارت خسرو

یاقوت مورخ قرن سیزدهم با وجود چپاول هراکلیوس در سال 628 میلادی، این کاخ را جزء عجایب جهان به شمار آورده است. به گفته ابن رسته مورخ قرن 9، این سکو با استفاده از مرمر فرش شده بود. مثل کاخ فیروزآباد، کاخ شیرین نیز از بخشهای خصوصی و عمومی تشکیل شده بود. اتاقهای مخصوص بارعام از یک اتاق بزرگ گنبد دار که ورود به آن از طریق یک ایوان بزرگ صورت می گرفت تشکیل شده بود. طاق عظیم ایوان روی ستون و نه دیوار جانبی تکیه داشت، ویژگی که در کاخ ساسانیان دامغان نیز دیده می شود. پشت اتاق گنبد دار یک صحن ستون دار با ایوانی بزرگ قرار داشت (شکل 22).

 تصویر 22. نمای بخشی از ستون های ایوان ورودی 

خانه های اختصاصی تشکیل شده بود از تعدادی خانه های سنتی حیاط دار و واحدهای مسکونی ساده و نسبتا" کوچک که معمولا" تنها یک ایوان به سمت شرق داشت(هرمان،1373، 147). در اینجا ساختمان کاخ از سنتهای ساختمان سازی محلی پیروی می کند و در ساخت آن خشت خام و گچ به کار برده بودند. تاریخ نگاران مسلمان توصیف بسیار روشنی از محیط افسانه ای آن در پارکی پهناور که آن را باغها، کلاه فرنگیها، استخرها، جایگاه نگهداری حیوانات و مانند آنها احاطه کرده بودند به دست می دهند، اما تنها ساختمان دیگری که بقایای از آن به جا مانده است بنایی است که امروزه به چهار قاپو آوازه دارد و دانسته نیست که آن را برای چه منظوری ساخته بودند(کمبریج, 1380: 574)(تصویر 23 و 24).

تصویر 23. مجموعه  بنای چهارقاپی


 تصویر 24. نمایی از بنای چهارقاپی

 

معبد آناهیتا بیشاپور

این بنا در شهر باستانی بیشاپور و در مجاورت کاخ بیشاپور قرار دارد (تصویر 25).

تصویر 25. عکس هوایی شهر بیشاپور و موقعیت معبد آناهیتا

 

این بنا توجه سیاحان اولیه را جلب کرده است و به جای قلوه سنگ و ملاط با استفاده از مصالح سنگ داری تزئینات نفیس ساخته شده است(هرمان،1373، 115) (تصویر 26)

تصویر 26. نمای معبد آناهیتا از داخل حیاط

 

 احتمالا" این بنا به ایزد آناهیتا ایزد آب و باروری که ستایش آن با ستایش آتش همراه بوده است اهداء گردیده است. این بنا که بشکل پرستشگاه­های ایرانی به صورت مربع طرح­ ریزی شده است شامل تالاری است که هر ظلع آن 14 متر است و دارای چهار در ورودی است و درون آن را چهار دالان فرا گرفته است که در آنها جوی­های کوچک بسیار وجود دارد( شکل 9).

شکل 9. پلان معبد آناهیتا

بوسیله یک پلکان طویل به این پرستشگاه فرود می­ آمدند. دیوارهای پرستشگاه با ارتفاع 14 متر با تخته سنگهای بزرگ که توسط بستهای آهنی دم چلچله­ای و خرده سنگ بیکدیگر پیوسته­اند ساخته شده است( گریشمن، 1370، 149).  پلکانهای سرپوشیده مرکب از بیست پله با شیب زیاد به یک دالان باریک که اتاق منفرد چهار گوش را احاطه کرده بودند منتهی می­شد. دالانها که ارتفاع آنها نصف ارتفاع اتاق وسطی بود دارای طاق ضربی بود. بعضی از ستونها نگهدارنده تیرها به شکل چهار کله گاو(باز تابی از تخت جمشید) هنوز بر فراز دیوار شمال غربی که بیش از پانزده متر ارتفاع دارد دیده می­ شود (تصوبر 27).

تصویر 27. تصویر یکی از ستونهای نگهدارنده تیر سقف در معبد آناهیتا

کف بنا با استفاده از سنگ­فرش شده مرکب از دو سطح است و سنگ­فرش بلندتر گرد دیوارها امتداد دارد. آبروهایی در این سنگ­فرش در آورده شده و علی سر فراز اخیرا" ثابت کرده است این آبروها مثل حوضچه سر­پوشیده مرکز اتاق مستقیما" به رودخانه متصل بوده است(هرمان،1373، 115). این بنا گویا سقف پهنی که بر تیرهای چوبی استوار بود می­پوشاند (کمبریج, 1380: 576). هدف از ساختن چنین بنای رازآمیز اغلب مورد بحث قرار گرفته است. آن را آتشگاه یا پرستشگاه آناهیتا یا میترا یا یک اتاق نشیمن نیمه­ زیر زمینی برای استفاده در تابستان دانسته­اند. این نقشه اتاق مربع ودالان سر­پوشیده، تاریخچه­ای طولانی دارد و اغلب در بناهای دوره­ی پارتی و بناهای قدیمیتر از آن دیده می­شود و استفاده از آن در حرم مقدس الحضر حاکی از آن است که در آنجا به عنوان پرستشگاه مورد استفاده قرار می­گرفت. این بنا همان طور که از بناهای پیش از آن معلوم می­ شود یک پرستشگاه بوده و کشف مهم سرفراز درد مورد شبکه گردش آب در آن موجب این نظریه می­گردد که پرستشگاه ناهید الهه آبها و باروری بوده است (هرمان،1373، 115).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

کاخ فیروزآباد-تیسفون-کاخ سروستان


مصالح ساختمانی

 معماری ساسانی به وسیله استفاده گسترده از ملاط سنگ گچ و تکنیک های طاق زنی مربوط به آن، شناسایی می شود. با وجود اینکه خشت از سال های قبل مورد استفاده قرار می گرفت و ساختمان سازی با ملاط گچ، از دوره اشکانیان رواج یافته بود، هردو از استانداردهای بالای معماری ساسانی محسوب می شدند. خشت یکی از مصالح ساختمانی به جا مانده (به عنوان مثال: دامغان، استخر, حاجی آباد، کیش، مدائن،کوه خواجه) و فقط بی دوامی آن،توجه ما را به ساختمان هایی که به نحو مطلوب تری باقی مانده اند، معطوف می کند. در بین این مصالح، لاشه سنگ و ملاط سنگ گچ، جزو تکنیک های غالب است.آجرکاری بارها برای طاق زنی و گنبد زنی مورد استفاده قرار گرفته، ولی با این وجود تعدادی از بناها وجود دارند که به طور کامل از آجر ساخته شده اند (به عنوان مثال: دستجرد، ایوان کرخه، مدائن، تخت سلیمان) سنگ های ساختمانی تراش خورده نیز، گهگاهی مشاهده می شود، خصوصا" در اوایل (بیشاپور، فیروزآباد، نورآباد، پایکولی) و اواخر(طاق گرا، دربند، تخت سلیمان، کنگاور) دوره امپراتوری ساسانیان و به نظر می رسد که الهام گرفته شده از غرب باشد (اچ وولف،1966،10)

 انواع ساخت و ساز

الف. ساختمان های طاقدار

 تکنیک های طاق زنی ساسانیان ،به طور عمده به کیفیت ملاط گچ بستگی دارد که اجازه طاق زنی بدون مرکز می دهد. چون زمان گیرش آن کم است. طاق های گهواره های با لایه های منظم که بیشترین سیستم موجود است، شکل بیضوی و برجستگی های بیرون زده بالای پاطاق های خود را مدیون این روش تکنیکی است که فقط به یک دیوار پشتی یا یک نوار باریک مرکز سازی برای لایه هایی متوالی از جلو به هم چسبیده اند، نیاز دارد. طاق زنی بدون مرکز سازی از ایجاد ساختمان های پیشرفته هندسی، بدون توجه به مزایای عملی آن جلوگیری، می کند. طاق های گهواره ای نیم دایره تنها زمانی دیده می شوند که مرکز سازی به عنوان یک قوس با لایه های روی هم قرار گرفته، انجام شده باشد. (با این کار)طاق چهار بخشی که از برخورد 2 طاق گهواره ای با زاویه های قائم منتج می شود، ایجاد نشده بود. هیچ نمونه از طاق های اشاره شده که با هدف مشخصی ساخته شده بودند، وجود ندارد. با این حال آنها بر اثر ساخت بقعه های کوچکتر ساخته می شوند. (بل، ،1914، 51) بخش استاندارد اتاق با طاق گهواره ای مستطیلی ،بسیاری از اوقات به وسیله دهانه های طاقدار ،توسعه داده می شود. نیم گنبدها به ندرت دیده می شوند(به عنوان مثال:کیش، سروستان)، با این وجود، در معماری بومی استفاده از طاق سکنج (گوشواره) که احتمالا" یک تکنیک اتفاقی بوده است و به طور عمده منشأ گنبدهای ایرانی است، از پیوند نیم گنبد یا گنبد با طاق راهروهای سرپوشیده، به دست می آید.(گدار،1949 ،221). یک اتاق مستطیلی که جلوی آن باز است، همراه با یک ایوان با طاق گهواره ای و شکل قابل ملاحظه طاق، مؤلفه های برجسته نما هستند. همانطور که قبلا" در دوره اشکانیان هم دیده شده، ایوان برجسته ترین عضو ساختمانی ساسانیان و معماری ایرانیان قدیم است.

ب. ساختمانهای گنبد دار

 گسترده شدن گنبد روی سکنج ها و در بالای یک تالار مربعی، برجسته ترین ترکیب معماری ساسانیان با معماری خاورمیانه است. ساده ترین و یکپارچه ترین سیستم های ساخت و ساز که پیش از این به وجود آمده بودند، در ساختمان های اردشیر اول در فیروزآباد به طور کامل به کار رفته است. حالت تکنیکی آن در سراسر دوره ساسانیان، کاملا" بدون تغییر باقی مانده و تأثیر قطعی روی معماری اسلیمی گذاشت. فرم تجربی آن، به وضوح، فرق گنبد شرقی را با این تصور هندسی که گنبدهای شرقی لچکی دار هستند، مشخص می کند (تصور می شده که گنبد شرقی لچکی دارد) (روسینال، 1928، 43). تنوع فرم سکنج ها ثابت می کند که تلاش های بسیاری برای پیدا کردن فرم های قانع کننده ای که یک جزء ساختمانی کامل محسوب شوند، صورت گرفته است. در دوره های اولیه (مثل فیروزآباد) آن گنبد مناسب، هنوز به طور کامل پایه گذاری نشده بود ولی در کل به صورت یک هشت ضلعی کاملا" مدور درآمده و استفاده از آن افزایش یافت. نمونه های بعد از آن (مثلا" قصرشیرین) به تکامل هندسی، یعنی تکاملی که معماری اسلیمی در نهایت به آن رسید، نزدیک تر شدند. ارتفاع تالار گنبد دار از 3 ناحیه افقی تشکیل می شود:1- دیوار های ساده، عموما" همراه با درها یا طاق هایی در محل برخورد چهار محور 2-یک ناحیه عبور و مرور که شامل گوشه سکنج ها و عموما" پنجره ها یا طاقچه های تزئینی در محل محورهای اصلی، است. 3 - متعلقات سقف گنبدی: با اضافه کردن طاق نماهای گهواره ای (فاصله2 دهانه) به هر چهار گوشه مربع ایجاد شده، طرح کاملی که نوع معماری استاندارد ایران، از آن زمان تا کنون است، ایجاد می گردد. این پلان چلیپایی که بر اساس بنای"چهار طاق"از مربعی با 4 طاق تشکیل شده و در نمونه­ های اولیه معماری ساسانیان وجود دارد (مثل تخت نشین در فیروزآباد) ممکن است که از معماری اشکانیان و رومیان الهام گرفته شده باشد. اگرچه مربع مرکزی در آن بناها عموما" با چلیپا یا طاق های گهواره ای خاص پوشیده شده است.

ج. ستون و دیگر سازه های حفاظتی

 با روی کار آمدن طاق های مربوط به دهانه های بزرگ، استفاده از ستون به طور گسترده کنار گذاشته شد. مادامی که این بناها (مثل بیستون،طاق بستان) تأثیرپذیری از روم شرقی را منعکس می کنند، نمونه هایی از طاق زنی ستون های باریک، پایه ستون ها ،سر ستون ها و گاهی اوقات تنه ستون با شیارهای خیاری که سنن کلیمی و هخامنشیان را زنده نگه می دارد، وجود خواهد داشت (بیشاپور، نورآباد، کیش). ولی اغلب اوقات ستون، برای اینکه مناسب ساختمان های بنایی طاقدار شود، به یک ستون گرد یا مستطیلی بزرگ تبدیل می شود. ستون ها صرف نظر از مورد استفاده قرار گرفتن در ستون بندی (مثلا"کنگاور)، یک گروه ویژه که عموما" شامل 3 تالار جانبی صحن هستند را با طاق های گهواره ای عرضی یا طولی (چال ترخان، دامغان، مدائن، تخت سلیمان، تپه میل) می  پوشانند. با این حال معمولترین جزء ساختمانی باربر، دیوارهای بزرگ هستند و ستون ها بیشتر به عنوان بقایای یک دیواری که توسط طاق ها شکافته شده است، به نظر می  رسند تا به عنوان اعضای تکنیکی مجزا.

 

د. جزئیات تزئینی و ساختمانی

خاک رس، مهمترین مصالح اندودکاری سطوح و سقف های طاقدار به علاوه سطوحی که بیشتر اوقات از اندود گچ، سنگ یا در موارد اندکی هم از موزائیک تأثیر گرفته از روم پوشیده شده بودند (بیشاپور، مدائن). پلاستر پارسی که در بیشتر مواقع رنگی هم بود (بیشاپور، ایوان کرخه، کیش) به طور گسترده در نماکاری ساختمان، در تزئینات معماری و در گچبری های برجسته (چال ترخان، دامغان، حاجی آباد، کیش، مدائن)، مورد استفاده قرار می گرفت. سنگ چین های پلهای سنتی، یک جزء ساختمانی تزئینی است که به طور معمول 4 پایه مستطیلی دارد که این پایه ها در اواخر دوره ساسانیان در "طاق گرا"شبیه زبانه بودن.د  

انواع کارآمد ساختمان ها

 الف. معماری مذهبی

 بارها در متون پهلوی به آتشکده ها و نقش مهمی که در عقاید مذهبی زرتشتیان و معماری دوره ساسانیان ایفا می کرده است، اشاره شده ولی هنوز بر سر نوع معماری این آتشکده ها، اختلاف نظر وجود دارد. مهمترین ساختمان های مقدس، چهار طاق­ها بوده اند که سازه های ساده ای بودند که آتش مقدس شعله ور در سراسرطاق های چهارپهلو، در هنگام مراسم مذهبی، در دسترس نیایشگران قرار می گرفت و یک آتشگاه کوچک با کمی فاصله از چهار طاق وجود داشت که در مواقعی که مراسمی نبوده، آتش در آنجا نگهداری می شده است. با صرف نظر کردن از احکام مذهبی که تردید را نسبت به این نوع آئین بیشتر می کند، در عملیات باستان شناسی، نوع دیگری از جایگاه برای آتش مقدس کشف شده :یک اتاق بسته که آتش به طور ثابت در آنجا نگهداری می شود و در صحنه ای مجاور هم اتاق های مخصوص دعا برای استفاده موبدان، تعبیه شده بود. در شناسایی "تخت نشین" در فیروزآباد که آتشکده اردشیر اول در آن قرار دارد، مشخص شد که نمونه های اولیه دارای یک اتاق مربع شکل گنبددار با 4 دهانه داخلی و ایوانها یا اتاق هایی که به 4 تا سردر وصل شده اند، است. یک ساختمان زیرزمینی واحد در بیشاپور که به طور متقاعد کننده ای به شاپور اول نسبت داده می شود، به خاطر دالانهایش یک نمونه مدور از آتشکده ها محسوب می شود که این دالانها یک محوطه حیاط مانندی را که به طور نامشخصی مسقف گردیده است، احاطه می کنند. این بنا به خاطر اینکه به یک کانال آب زیر زمینی متصل است، ظاهرأ به "آناهیتا" نسبت داده می شود. در ساختمان های خشتی "کوه خواجه" که مربوط به دوره ساسانیان هستند، آتشکده ای کشف شده است که یک محراب در ساختمان اصلی آن قرار گرفته و این محراب یک جایگاه مقدس گنبددار دارد که با راهروها و تالار هایی احاطه گردیده است و این راهروها و تالارها خود دارای یک ترکیب گسترده از اتاق های جانبی و ایوان های اطراف حیاط مرکزی هستند. یک طرح مشابه نیز در "تخت سلیمان" کشف شد که به طور نسبی آن را به قرن 16 میلادی نسبت داده اند. این طرح از طریق اسامی و عناوین مؤبدان و رسوم تاریخی که بر پایه ستون ها حک شده بود، به دنبال حفاری های رسمی کشف و شناسایی شد. از جمله این طرح ها در زیارتگاه آذرگشنسب که یکی از سه آذز وهرام معروف است، قابل رؤیت است. دیگر آذر وهرامها عبارتند از: آذرفرنبغ و آذر برزین مهر که محل آنها به طور دقیق مشخص نشده است. یک زیارتگاه دیگر هم در این مکان در کنار یک بقعه با گنبد حفاری گردید که در آن یک پاستون محراب در یک جایگاه مقدس کوچک و قبل از آن دو تالار با ستون های پی در پی، قابل مشاهده است. به نظر می رسد که بنای "چهارقاپو" در "قصر شیرین، منسوب به خسرو دوم، یک نوع دیگر از بقعه هایی با گنبد دوار است که در یک محوطه معماری بزرگ قرار گرفته است. تعداد بسیاری از ویرانه های چهارطاق که در سراسر ایران و به خصوص بارها در فارس و کرمان مورد بررسی قرار گرفته اند، به آتشکده ها نسبت داده شده اند. تقریبأ تمام آنها بوسیله دیوار محصور کننده ای که در طاق نماها یا راهروهای طاقدار مجاور هم قرار گرفته اند، از محیط بیرون جدا می شوند. دو نمونه از نمونه های به دست آمده از حفاری به ترتیب عبارتند از "تورنگ تپه" که یک جایگاه مقدس همراه با یک پاستون محراب دارد و "قلعه یزدگرد". چندین محراب فضاهای باز مثل آنهایی که در "نقش رستم" و "تنگ برم" هستند هم جهت برگزاری برخی از مراسمات دینی زرتشتیان،مورد استفاده قرار گرفته اند.

ب. کاخها

 اگرچه کاخ ها بهترین نمونه های شناخته شده معماری ساسانیان هستند، ولی تعداد کاخ های کاملا" بررسی شده، از آنچه که تصور می شد هم کمتر است.این کاخ ها بوسیله یک طرح منظم در امتداد یک محور متقارن و یک ایوان اجباری، قابل تشخیص هستند. دو کاخ اردشیر اول در فیروز آباد و آتشکده، هر دو جهت در نظر گرفتن مناطقی برای پذیرایی از عموم، یک ایوان عمیق با اتاق های جانبی دارند که در ایوان یک گنبد مرکزی و تعدادی تالار قدیمی دارای طاق های گهواره ای یا گنبدی قرار دارد. یک حیاط با ایوان ها و تالارهای بزرگ یکسان در جلو یا عقب مهمان خانه، عموما" مربوط به یک اقامتگاه سلطنتی است، با این وجود این حس را به فرد منتقل می کند که در یک مکان رسمی قرار گرفته است. بنابراین اتاق های خصوصی به صورت اتاق های کوچک در طبقه بالا فرض می شوند و توضیح دیگری خواهند داشت. از این نوع کاخ ها فقط تعداد کمی که متعلق به اواسط حکومت ساسانیان است، باقی مانده ولی ترکیب منحصر به فرد ایوان و تالار گنبددار به نظر می رسد که متروکه شده باشند. در "طاق کسری" که به طور کلی به خسرو اول نسبت داده می شود و در ایوان های هم دوره با "تخت سلیمان" ،به نظر می رسد که ایوان تنها عنصر برجسته ساختمانی است. عمارت خسرو در "قصر شیرین" و خرابه های مجاور "هوش کوری" که خیلی هم مستند و معتبر نیستند، هر دو به زمان خسرو دوم نسبت داده شده اند و کمبود یک گنبد در کنار ایوان در آنها به چشم می خورد که در این ساختمان ها ، این کمبود با سازه عرضی ای که ارتفاعی نامعین دارد و یک حیاط مربع شکل، جایگزین گردیده است. واحدهای خانه ای شکل منظمی که در پشت این بناها قرار گرفته اند، به نظر می رسد که اتاق های نشیمن باشند. هر دو کاخ بر روی یک تراس مصنوعی با دو ردیف رمپ، قرار گرفته اند. مثل بقایای به جا مانده در کنگاور که به نظر می رسد متعلق به کاخ ها ی اخیر ساسانیان باشد.   تراس های دیگر مثل "تل ذهاب" و " حرم کسرا در مدائن" هم , دارای ساختمان های کاخ مانندی هستند. در عملکرد مسکونی تعدادی از بقعه هایی که در این کاخها قرار دارند, تردید وجود دارد. پلان همکف ساختمان حفاظت شده ی سروستان, به استفاده های دیگری که از کاخ می شده اشاره دارد. نسب به تاریخ کاخ سروستان که به اواسط دوره ساسانیان نسبت داده شده است, به دلیل سیستم طاق زنی مرتفع آن که مطابق با طاق زنی ساختمان های اسلامی اولیه مثل قصر الکرنا در اردن است, شبهاتی وجود دارد. طرح بسیار پیچیده ی کاخ شاپور اول در بیشاپور که قبلا هم ذکر شده بود, درباره عملکرد کاخ, تردیدهایی مشابه ایجاد می کند. ساختمان های سه رواقه ی دامغان, چال ترخان و کیش را, با دلیل, می توان به کاخ های اسلامی اولیه مشابه مثل کوفه و تل الاوخیدر نسبت داد با این تفاوت که آنها رسما" با آتشکده های دیگر, در تخت سلیمان و نیز دیگر ساختمان های مخصوص پرستش و دعا متصل می شدند. جهت فرض کردن تالار بر روی دیواره ی شهر ایوان کرخه مدارک قطعی بسیار کمی وجود دارد.

 پ. خانه ها و شهرها

 اهمیت سیاسی تاسیس شهرها در ایران, در زمان ساسانیان, اینطور بیان می شود که یکی از ملزومات آن دوره, نام گذاری شهر با نام شاه وقت بوده است. با این وجود اسناد بسیاری در زمینه ی برپایی دوره ی یک سلطنت یا انتقال کاخ های موجود و تاسیس تعدادی شهر و نقشه های استانداردی که در آنها سیستم خیابان ها مستطیلی است, وجود دارند. پلان شعاعی و متحدالمرکز استثنایی شهردایره ای اردشیرخوره, تصمیم منحصر به فرد اردشیر اول و ایده های اجتماعی, سیاسی و فلسفی پدیدآمده در سلطنت او را منعکس می کند. اسناد باستان شناسی برای دیگر پلان های شهری دایره ای بسیار کم است, اگرچه این اسناد, دوره های مختلف شرق باستان و مراحل مختلف اصلاحات آن زمان را, آشکار می کردند. نقشه ی دایره ای شهر "هاترا" که بهترین نمونه شناخته شده از دوره ی اشکانیان است, یک تصور کلی هندسی را کم دارد. بعید است که محیط دایره ای داراب گرد, نمونه اولیه برای شهر "اردشیر خوره" که احتمالا مربوط به قرن هشتم است, باشد.(cresswell, 1969,21) پلان مدور شهر مدائن و توپوگرافی کلی این شهر, هنوز تحت بررسی و مذاکره است. شهر دایره ای گزارش شده از زمان ساسانیان, در اصفهان , هنوز جست وجو نشده است. ممکن است که نقشه شهرهای مدور بعد از اردشیر خوره, مثل بغداد المنصور و جانشین هایش از نقشه شهر اردشیرخوره تاثیر گرفته باشد. جزییات کمی برای ساختارهای معماری و جامعه شناسی شهرهای راست گوشه (مستطیلی) مثل جندی شاپور, شناسایی شده است. در محل برخورد دو محور قائم شهرهای ایوان کرخه و بیشاپور, یک بنای یادبود قابل ملاحظه است. بیشتر شهر ها مثل استخر, یکجانشینی های گذشته ی خود را با طرح های معین و رو به رشدی, ادامه دادند. بعضی نواحی مسکونی کیش(S.London, 1934,113),  مدائن, (Morgan 361 )و قصر ابونصرقبلا حفاری شده و مورد بررسی قرار گرفته بودند ولی زندگی روزانه ی طبقات پایین و متوسط, هنوز کاملا شناسایی نشده است.

ت. باروها

 مهمترین اجزای باروها عبارتند از: خندق ها, دیوارهایی با طاقچه های پله ای, پنجره نماها و میله های پیکان دار با سر های سه گوش یا افقی , باروهای پله دار, راهروها و اتاق های تنگ در بین دیوارها و استحکامات (سنگرهای) برجسته همراه با سر درهای نیم دایره ای. دروازه اهی ساده بین باروهای مشخص جایگزاری شده و جایگاه حرکت دریچه ها به وسیله ی میله های عمودی که احتمالا جهت برقراری ارتباطات صوتی به کار می رفته اند, به بالای محوطه ی دفاع متصل شده بودند. روی برج و باروی تعداد کمی از شهرها, تغییرات ثانویه ای صورت گرفته است. اردشیرخوره به وضوح دارای یک دیوار زمینی همراه با بارو, یک خندق و یک دیوار کوچک برجسته است. برج های بیشاپور به طور کلی, باروهای 40 سانتی متری نیم دایره ای شکلی دارند. در مقطع فرضی برج و باروهای کاخ ایوان کرخه,  یک آرایش استادانه از ساخت و سازهای آجری نشان داده می شود..دیوار آجری دستگرد دارای ضخامت غیرعادی 6/16 متری, راهرو های باریکی که نقش پناهگاه دارند همراه با پیکان های برجسته و اتاقک های برجی نیم دایره ای متصل به هم می باشد. نمای سنگ بری شده و استثنایی دیوار بنای تخت سلیمان به نظر می رسد که با این گونه دیوارها در دربند برابری می کند. نوع استاندارد باروهای ساسانیان در برج و باروهای خشتی تیسفون و استخر و دیوارهای سنگ تراش قلعه ختر در فیروز آباد (Huff,AMI, 1976. 138), ارائه شده اند. بیشتر قلعه های موجود به عنوان یک قلعه نظامی مجزا یا برای حفاظت از شهر به کار می رفته اند. این سازه های معماری نظامی که تعدادشان زیاد و کشف شان سخت است, دید ما را نسبت به سلسله مراتب اجتماعی ساسانیان گسترش می دهند. نمونه هایی از قلعه های مرتب نوع رومی همراه با باروهایی گرد, در هرسین, قصر شیرین(Margon.354) ,  سیراف (D.Whitehouse,1972,63) و در چندین بخش از بین النهرین, کشف شده اند. بسیاری از قلعه های نامنظم نیز در ارتفاعات مهم استراتژیکی قرار گرفته اند : این قلعه ها معمولا در بین باروهای مدور (دایره ای) جداره های مستقیمی دارند. به عنوان مثال قلعه فیروزآباد , بیشاپور, تورنگ تپه, و آتشگاه در اصفهان. خطوط دفاعی زمینی از طریق شواهد باستان شناسی و آداب و رسوم این دوره شناسایی می شوند. مثل خندق شاپور دوم, در غرب رود فرات, دیوارهای دربند که از دریای خزر با کوه های قفقاز قرار گرفته اند, دیوار تمیشا که از خلیج گرگان در استرآباد که تا کوه البرز امتداد دارد, و دیوار گرگان در شمال رود گرگان.

ث. مراسم ترحیم, یادبود و معماری های سنگی

 کمبود مشخص بناهای معماری مربوط به تدفین و ترحیم با آداب و رسوم دین زرتشتی توجیه می گردد. چرا که در دین زرتشت ممنوع بوده که مرده در معرض دید قرار بگیرد و استخوان های آن در محفظه های مربوط به استخوان نگهداری می شده است.(ممکن بوده نه لازم) (نام محفظه: آستودان). جایگاه سنگبری شده ی در معرض دید و محفظه های کوچکی که برای نگهداری استخوان ها به کار می رفته, به طور عمده در جنوب ایران علی الخصوص در حوالی استخر و بیشاپور , در جایی که یک سرداب بزرگ با مجسمه ای از شاپور اول به عنوان آرامگاه او قرار دارد, قابل شناسایی هستند. در متون مذهبی, استودان ها به عنوان سازه هایی ساده و بی آلایش توصیف می شوند. یکی از انواع آنها در برج و بارویی در شهر قم و برجی در نورآباد , توسط استخوان دفن شده, قابل ملاحظه است. به نظر می رسد که آرامگاه های بریده شده در صخره ها, در جزیره ی خارک متعلق به جوامع غیر زرتشتی باشند. برخی از بناهایی که مربوط به مواقع پیروزی یا جشن ها بوده اند, از طریق کتیبه هایشان کشف شده اند. بناهای دو ستونی تاثیر گرفته از سیرو- روم, در بیشاپور, به شاپور اول اختصاص دارد. بنای برج مانند پایکولی که مربوط به پیروزی نرسه علیه رقیبانش است, جهت برگزاری جشن ها استفاده می شده است. هنوز هیچ توجیه مشخصی برای " طاقِ گرا " که یک ایوان کوچک با یک طاق سیرو- رومی است و مربوط به اواخر دوره ساسانیان است و همچنین برای ساختمان ورودی ساده ای که در بیرون بیشاپور قرار گرفته است, وجود ندارد. طاق بستان یک سرداب مصنوعی ایوان مانند است که توسط عظمت ساختمانی اش با معماری رسمی ساسانیان و توسط تزییناتش با سنگ کاری های مرسوم ساسانیان پیوند می خورد. یادبودهای سنگی که تا حدی ناکامل مانده اند, مثل آنهایی که در بیستون یا هرسین هستند, به دوره های دیگر(غیر از ساسانیان) نسبت داده می شوند.

ج. معمای مربوط به کارهای عمرانی

دولت مرکزی ساسانیان, پروژه های بزرگ مقیاس جامعه مثل راه های ارتباطی , پل ها , آبیاری و سیستم زهکشی را تحقق بخشید. بیشتر این پروژه ها با استفاده از مهارت های فنی و نیروی انسانی اسرای جنگی رومی, انجام گرفتند. در بسیاری از پل ها (مثل پل های لرستان و خوزستان, فیروز آباد, بیشاپور و بیستون), مصالح بنایی رومی مثل گیره های آهنی که در پایه پل ها باقی مانده اند و یک منشور سه گوشه ی رو به بالا, نشان داده شده است. بیشتر روسازی های طاقدار خراب شده اند. پل ها بارها به عنوان سدهایی برای آبیاری و ایجاد نقطه شروع برای سیستم کانال های دور از دسترس, ساخته شده اند. کانال ها آب حتی روی پل ها یا دیوارها کشیده می شدند و به نظر می رسد که استفاده از تونل های سیفونی در آن زمان شناخته شده بود.

 

قلعه دختر

احتمالا" اولین بنای اردشیر قلعه ای حصین بود که روی قلعه ای مشرف به راه شیراز بنا گردیده بود. بدون شک به چشم آنها که به هنگام طلوع آفتاب از این معبر باریک می گذشتند دیوارهای بلند و حایل دار قلعه همچون تصویری فراموش نشدنی از بنایی زرین در پهنه ی آسمان نیلگون بود. (تصویر1 )

 

تصویر1. عکس هوایی قلعه دختر

           تصویر1. عکس هوایی قلعه دختر

کاخ قلعه عبارت بود از قله ی یک منطقه بارودار که منبع مستقل آب آن چاهی بود که به داخل رودخانه ای که در امتداد جاده زیر دست قلعه جریان داشت زده شده بود(تصویر2 ) کاخ-قلعه موسوم به قلعه دختر در سه سطح ساخته شده بود و ورود به آن از نازلترین سطح از طریق پلکانی مارپیچ  که به حیاط اصلی تراس میانی می رسید صورت می گرفت.

 

 تصویر 2. نمای دور قلعه دختر

 سه طرف حیاط را اتاق های چهارگوش دارای طاق ضربی احاطه کرده بود و طرف چهارم به تراس فوقانی که روی آن ساختمان کاخ اصلی واقع شده بود منتهی می گردید. تمامی کاخ را یک ایوان بزرگ دارای طاق ضربی و دو ایوان کوچکتر در جناحین تشکیل می داد. ایوان بزرگتر که چهارده متر پهنا و 23 متر درازا داشت و یک اتاق مرکزی که سقف آن به شیوه ای تازه، یعنی با استفاده از گنبد پوشانده شده بود منتهی می گردید. در جناحین این اتاق گنبدار اتاق های اضافی قرار گرفته و کل آنها در داخل یک دیوار خارجی مدور جای داشت. معماران پارتی از طاق ضربی هایی استفاده می کردند که وقتی در زوایای قائم با یکدیگر تلاقی می کرد با استفاده از طاقهای ساده به هم متصل می گردید. هر چند گنبد در بناهای رومی معاصر پارتیان به ویژه در ساختمان حمام مورد استفاده قرار گرفته، ولی هیچ نشانه ای از ساخت گنبد به دست پارتها به دست نیامده است. معماران رومی مشکل قرار دادن سقفی مدور روی اتاق چهارگوش را با قرار دادن گنبد روی لاشه سنگ هایی در گوشه ها با جلو آوردن تدریجی سنگ ها یا آجرها به شکلی پیوسته مدورتر می شد حل کرده بودند. معماران ساسانی همین مشکل را به شیوه ای دیگر حل کردند. همان شیوه ای در معماری ایران متداول است. احتمالا" قدیمترین نمونه این شیوه گنبد قلعه دختر است. گنبد با استفاده از سکنج های مخروطی که از هر کنج بالا آورده می شود تا دایره ای تشکیل تشکیل می گردد و از آن پس خود دایره به تدریج بسته می شود، روی اتاق چهار گوش قرار می گرفت. تزئینات قلعه دختر و کاخ اردشیر که در محل باز شدن کوهها با دشت حاصلخیز فیروز آباد ساخته شده تقریبا" برهنه است(شکل 1).

 

شکل1. پلان قلعه دختر

   دیوارهای خارجی را به کمک پشتبند های پلکانی یا ستونهای تو کار پا سنگ دار تقویت کرده و درگاه ها را با استفاده از قالب ساده گچی که طرح آن از درگاههای باستانی هخامنشی در تخت جمشید گرفته بالا آوردند (هرمان،1373، 93)( تصویر3 ).

 


  تصویر3. نمای بیرونی بخش بیرونی قلعه دختر

 

 کاخ فیروزآباد

کاخ اردشیر رو به دریاچه ای کوچک و مدور ساخته شده بود و به طور قطع گرد آن را باغی مجلل یا پردیس احاطه کرده بود (تصویر 4 و5).


 تصویر 4. عکس هوایی کاخ فیروزآباد

    تصویر5. نمای دور کاخ فیروز آباد

 بنا شکل مستطیل دراز داشت که به دوقسمت پذیرایی و مسکونی تقسیم شده بود(هرمان،1373، 94). در نقشه کاخ فیروز آباد راستگوش بزرگی به درازای 104 و پهنای 55 متر وجود دارد که جهت آن شمالی – جنوبی است. کاخ فیروز آباد تقریبا" از دو نیمه مساوی تشکیل شده است. بخش شمالی که بلندی بیشتری دارد بخش اداری یا عمومی مجموعه بوده است(کمبریج, 1380, 557). ایوانی دراز با اتاق دارای گنبدی بلند که گویا اتاق اصلی بار عام بوده و دو طرف آن اتاق های گنبد دار مشابهی قرار داشت منتهی می شد. در قسمت جنوب ایوانی کوچکتر به سمت صحن داخلی می رفت و ایوانی دیگر مقابل آن قرار داشت (شکل 2).

 

شکل 2. پلان کاخ فیروزآباد

اتاق ها دارای طاق ضربی رو به صحن باز می شد. دیوارهای کاخ که روش اکثر بناهای قلعه یزگرد ساخته شده بود از سنگهای تراشیده که توسط ملاط گچی به هم پیوند می خورد، تشکیل می شد. این شیوه نسبتا" خام دستانه، ولی با دوام است و بخش اعظم کاخ اردشیر حتی تا سطح طبقه دوم هنوز پا برجاست(هرمان،1373، 94). این بنا را باید تداوم اصول معماری کاخ دانست که در دوره هخامنشی گسترش یافته بود ( تصویر 6).

 

 تصویر 6. تزیینات داخلی کاخ فیروزآباد( گیلویی های مصری)

این اصل مستلزم پیوستگی دو مجموعه معماری جداگانه اما وابسته به هم، کاخ اداری و عمومی و محله های مسکونی پیوسته به آن آپدنه و حرم بود.در فیروزآباد آپدانه به تقلید از اسلوب پارتی به یک ساختمان ایوان باز تبدیل می شود. اما در اینجا، بر خلاف پیش نمونه پارتی، ایوان به منزله هشتی یا کفش کنی به یک تالار گنبد دار بزرگ می رسید که گویا اتاق پذیرایی اصلی تالار بار و تختگاه پادشاه بود که این هشتی راه رسیدن به انجا بوده است. این سرسرای چهار گوش که گنبدی استوار طاقبندهای سکنج آن را می پوشاند نوآوری اصلی معماران ساسانی را می رساند. تقریبا" در همه ی نقشه های که پس از آن ساسانیان برای ساختن کاخ کشیدند این سرسرای گنبد دار را آورده اند(کمبریج, 1380 : 557).

 

کاخ تیسفون

 نامدارترین بنای سراسر دوره ی ساسانی کاخی است که خسرو اول در تیسفون آن را ساخت (تصویر 7).

                                          تصویر 7. عکس هوایی کاخ تیسفون

ابن خردادبه جغرافیدان ( سال 846) آن را زیباترین بنای که با آجر و گچ ساخته شده نامیده است، مولفان دیگر از جمله طبری (922- 8389 )  به توصیف جزئیات این بنا پرداخته و آیین های مفصل دربار پادشاه بزرگ را شرح داده اند (هرمان،1373،143 )  اما ابن مقفع می گوید این بنا را شاپور یکم ساخته بود (کمبریج, 1380: 557). بخشی از اسکلت این بنا هنوز پابرجاست و نمای کامل آن تا سال 1888 که بخشی از آن در پی سیلی ویرانگر فروریخت, سالم بود( تصویر8).

 

                    تصویر8 . نمای کاخ تیسفون قبل از سیل 1888 میلادی

این نما که طاق بزرگی رو به مشرق در مرکز آن قرار دارد، یک سمت صحنی پهناور را که بقیه آن از میان رفته تشکیل می داد (هرمان،1373، 143). همان طور که «لاکوست» در مطالعات در طاق کاخ تیسفون نشان می دهد آزادی عمل که در کار ساختمان این طاق به کار رفته است نشان می دهد که طاق ساز آن یک شرقی است که در پی آن نیست که طاق های حمال آن را مانند ساختمان کلیزه با ستونها و سرستونها احاطه کند واز روی نقشه خاصی است که هنرمند تمام محورهای فرعی جرزها را در بالها از میان می برد. رومیان این کار را نکرده اند (گریشمن1370، 137). باید این حقیقت را بپذیریم که این کاخ در نقشه ساختمان و آرایش داخلی ماندگاری پر قدرت سنت پارتی را باز می نماید. ایوانی بزرگی که حدود 35 متر بلندی دارد و قطر دهانه آن بیش از 25 متر است به حیاط بسته ای باز می شد که در امتداد خود به ساختمان مشابه دیگری می رسید. بقیه ساختمان، چنانکه که از زیر بنای آن می شناسیم به پنچ اتاق راستگوش بزرگ تقسیم می گردید که راهروهایی آنها را به هم متصل می ساختند و شماری اتاق های کوچک با اندازه ها و شکلهای گوناگون آنها را از هم جدا می کرد. بی تردید اتاق های راست گوشه بزرگ مانند ایوان اصلی دارای طاق گهواره ای است و احتمالا" بر اتاق های کوچکتر گنبد زده بودند (کمبریج, 1380: 557) ( شکل 3).

شکل 3. پلان کاخ تیسفون

این بزرگ ترین طاقی است در جهان که بدون دار بست طاق زنی، در نمایی ساخته شده و بزرگی آن دو برابر که 300 سال پیش اردشیر اول در کاخ خود در فیروز آباد بنا کرد. معماران خسرو که تصوری از مقدار فشاری که توسط بنایی با چنین ابعاد غول آسا ایجاد می شد نداشتند، پایه ها را بسیار پهن گرفتند تا از قدرت تحمل چنان آواری مطمئن گردند. پهنای پایه ها در قسمت زیر طاق 4 و در پایین 7 متر است، ضخامت طاق حتی در تارک آن به یک متر می رسید. نقشه بنا گرچه غیر عادی، ولی اساسا" ساده بود و تاثیر آن بیشتر ناشی از عظمت آن بود. ایوان بزرگ از طریق چند اتاق کوچک به یک تالار بزرگ بسته متصل بود و اطراف تمام بخش مرکزی را دالانها و اتاقهای دراز دارای طاق ضربی گرفته بود. مثل شهر آشور متعلق به دوره ی پارتی، فضای خالی ایجاد شده توسط ایوان با تزئین نما و استفاده از ستون های توکار، اسپرها و طاقچه های که در شش طبقه ترتیب یافته بود و بالای آن یک ردیف کنگره سنتی قرار داشت، جبران کرده بودند( تصویر 9 ).

 

تصویر 9. نمای ورودی با ستون های توکار، اسپرها و طاقچه های تزیینی

دیوارهای داخلی بنا تزئینات مفصل داشت و با استفاده از مرمر رنگی برداشته شده از کلیسای انطاکیه و موزائیک های شیشه ای که صحنه های نبرد، مثل صحنه ای که خسرو را سوار بر اسبی زرد در شهر بندان انطاکیه نشان می دهد تزئین شده بود (هرمان،1373، 143). مصالح ساختمانی در اینجا از سنت های مقدس معماران بین النهرین پیروی می کند، آجر و ملاط پوشیده از گچ بری بود که وسیله ای برای ریزه کاریهایآرایشی بود(کمبریج 1380، 557).

 

 کاخ سروستان

 جهانگردان و باستان شناسان متعدد نظیر، فلاندن، کست، دیولافوا، دمرگان، اشتاین و هرتسفلد این بنا را متعلق به دوره ی ساسانی نسبت داده اند .(Bier 1986: 3-5) از کاخ های متاخر ساسانی کاخ سروستان که تاریخ تقریبی آن میان سده ی چهارم و ششم میلادی است و غالبا" آن را به بهرام پنجم نسبت می دهند، از همه بهتر مانده است. این کاخ که در فارس ودر نزدیکی فیروزآباد قرار دارد بسیاری از سیماهایی که در کاخ فیروز آباد آشکار شده بود نگه داشته است (تصویر10).

   تصویر10. نمایی از کاخ سروستان

اما در شماری از جنبه های نقشه و ساختمان پیشرفت ونومایگی فراوانی نشان می دهد. نقشه ساختمان در اصل از نقشه کاخ فیروزآباد تبعیت می کند، یک ایوان میانی کفشکن تختگاه چهارگوش بزرگی است و فراسوی آن حیاط بازی است که اتاقهای کوچکتر آن را احاطه کرده اند(کمبریج, 1380: 568). راههای ورودی و خروجی متعدد دارد. بنا به طرز دلپذیری نامنظم است. نمای اصلی غربی در نگاه اول مرکب از روش آشنای سه ایوانی به نظر می رسد (هرمان،1373، 121). گذشته از ایوان اصلی در نمای غربی و اصلی ساختمان، ایوان دیگری نیز وجود دارد که راه در آمدن به کاخ از شمال بوده است. ایوان غربی دارای دو اتاق پهلویی است، یکی ایوان طاق بند ودیگری که اتاقی چهار گوش است پوشیده از گنبد کوچکی است. در وضعیت بیرونی، این سه اتاق را طاق های ایوان سه گانه همسان که گروه های از سه ستون تو کار نیمه گرد آنها را از یکدیگر جدا می سازد متحد می کند (شکل4).

 

     

شکل4. پلان کاخ سروستان

این ستون ها همراه با ستون های تنهایی که در گوشه ها زده بودند از قرار معلوم قرنیزها را نگه می داشتندیا چنین می نماید که حامل قرنیزها بوده اند (کمبریج, 1380: 568)  فضای میانی این طاق ها را مثل ایوان کرخه با استفاده از طاق های ضربی متقاطع پوشانده بودند. این طاق ها را با طاقچه های متعدد و طاق های متقاطعی که دیوارها را جدا می کردند در آن زمان گچکاری و رنگ آمیزی شده بود می بایست جالب و دلباز بوده باشد(هرمان،1373، 121). مصالحی که در ساختمان سروستان به کار رفته است، همانند مصالح کاخ فیروزآباد، لاشه سنگ و ملاط سنگ گچ است، اما در کاخ سروستان برای ساختمان گنبد بالای طاقبندی یا گردنی تبدیل چهار ظلعی به چند پهلو و دایره از آجر پخته پهن استفاده شده است. طاقبندی دو اتاق مستطیل بزرگ در اظلاع شمال و جنوبی ساختمان شیوه ساختمان سازی کاملا" تازه ای را باز می نمایاند. در اینجا طاق های قوس به جای اینکه مستقیما" بر شانه ی دیوار باشند بر دوش رشته ای از جرزها مستطیل قرار گرفته اند و طاق هایی که میان گنبدهای نیمه طاق بندی شده آمده اند بر روی آنها افکنده شده اند. بااینکه رشته ای از طاق های نهاده بر چهار ستون گوشه که معماران سروستان آن در اتاق چهار گوش کوچک جنوب غرب ایجاد کرده اند ارزشی ساختمانی ندارد از ارزش زیبا شناختی فراوانی برخوردار است. دیوارهای کاخ سروستان به کلفتی دیوارهای کاخ فیروز آباد نیستند و بسیاری از درهای بیرونی و پنجره ها که در منطقه تبدیل چند ظلعی به دایره گردنی گنبد ها کار گذاشته شده اند بنا را از امتیاز برخورداری از روشنایی هوا بهرمند کرده اند و احتمالا" کاخ فیروزآباد روی هم رفته از این کیفیت بی بهره بوده است. متاسفانه جدا از ستونهای تو کار نما و افریزهای دندانه دار در بخش درونی گردنی انتقال چند ظلعی به دایره گنبدها و مشخص کننده نیم گنبد های جرزی در اتاقهای مستطیل، سر رشته دیگری درباره ی چگونگی آرایش این کاخ نداریم(کمبریج, 1380: 569).


 


 


دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه بوعلی سینا

 

معماری(۱)

 

پیمان و سعید منصوری

 

بهمن ٩٠

 

محوطه تنگاب فیروزآباد- بندیان درگز-کیش
کاخ دامغان-چال ترخان-تپه میل-عمارت خسرو- معبد آناهیتا بیشاپور
کاخ فیروزآباد-تیسفون-کاخ سروستان

 

بانک قالب های فارسی وب
قالب وبلاگ
نقش برجسته های ساسانی
فرومی برای موضوعات باستان شناسی و اطلاع رسانی آخرین کنفرانس ها
اعلام جدیدترین کنفرانس های باستان شناسی
فرومی برای موضوعات باستان شناسی و اطلاع رسانی آخرین کنفرانس ها
بزرگ ترین دایرکتوری تخصصی باستان شناسی

 

RSS 2.0